<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888</id><updated>2011-07-31T14:59:50.562+10:00</updated><category term='مستند'/><category term='تخیلی'/><category term='ملودرام'/><category term='معما'/><category term='کمدی'/><title type='text'>از سینما و دیگر شیاطین</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>44</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-3911045732832614173</id><published>2007-03-30T22:45:00.000+10:00</published><updated>2007-03-30T22:55:16.839+10:00</updated><title type='text'>بابل ما</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_ex-DJsCtjf8/Rg0H_YpWpEI/AAAAAAAAABE/OQZI7OgjgPM/s1600-h/277.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5047699542881248322" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_ex-DJsCtjf8/Rg0H_YpWpEI/AAAAAAAAABE/OQZI7OgjgPM/s320/277.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بابل&lt;br /&gt;کارگردان: آلخاندرو گنزالس ایناریتو&lt;br /&gt;نویسنده فیلمنامه: گیلرمو آریاگا&lt;br /&gt;موسیقی: گوستاو سانتااُلالا&lt;br /&gt;بازیگران: برادپیت، کیت بلانشت، محمد اخزم، آدریانا بارازا، گائل گارسیا برنال&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اسلحه ای به رسم سپاس هدیه داده می شود. برای محافظت از گوسفندان گله در مقابل شغال ها خریداری می شود. از سر سهل انگاری اسباب بازی بچه ها می شود. تیری بی هدف شلیک می شود و فاجعه ای شکل می گیرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;زن و شوهری آمریکایی بچه ها را پیش دایه مهربانشان گذاشته اند. آنها برای سفری توریستی به مراکش رفته اند و قرار است در روز مشخصی برگردند تا دایه بتواند برای عروسی پسرش به مکزیک برود. اما زن در جاده ای کویری در مراکش هدف گلوله ای بی هدف قرار می گیرد و مجبورند تا یافتن کمکی، او را به نزدیک ترین روستای کویری منتقل می کنند. همراهان زن و مرد آنها را رها می کنند. سفارت آمریکا به دنبال اهداف سیاسی خود و یافتن ردی از حملات تروریستیست و مرد تنها به دنبال راهی برای رساندن زن به بیمارستان. فاجعه ای در راه است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;پیرزن مهربان مکزیکی، سالهاست که از زمان کودکی به عنوان دایه از دو بچه آمریکایی نگهداری می کند. او منتظر برگشتن پدر و مادر بچه ها از سفر است تا بعد از مدتها و برای عروسی پسرش به مکزیک برگردد. پدر و مادر در روز مقرر بر نمی گردند و او کسی را برای نگهداری بچه ها پیدا نمی کند، پس به همراه برادرزاده اش بچه ها را با خود به مکزیک می برد. اما در مسیر برگشت مرزبانان به آنها مشکوک می شوند، سوتفاهمی کوچک و فاجعه ای شکل می گیرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;دختر نوجوان کر و لال ژاپنی خسته از بی توجهی ها، کنار گذاشته شدن ها و سرخورده از خودکشی مادر به دنبال درک جدیدی از محیط اطراف، دوستان، پدر، روح و جسم خود است. پدر سالها پیش شکارچی بوده است و یادگارهای شکار او بر جای جای دیوار خانه نشسته اند. سر حیوانات، تفنگ ها و حتی عکسی از او و راهنمایش در سفری برای شکار به مراکش. پلیس هنوز در ارتباط با خودکشی مادر به پدر مشکوک است. صبح دو پلیس به در خانه می آیند و سراغ پدر را می گیرند اما او خانه نیست. شب، دختر که تصور می کند پلیس باز هم به دنبال سرنخ تازه ای می گردد، تصمیم می گیرد به بهانه توضیح در مورد خودکشی مادر پلیس جوان را به خانه بکشد. فاجعه ای می تواند در راه باشد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;تورات، سفر پیدایش، فصل یازدهم، داستان بابل: در آغاز همه انسان‌ها به یك زبان صحبت می‌كردند تا روزی كه نمرود پادشاه بابل تصمیم ‌گرفت برج بلندی بسازد تا به جایگاه خدا دست پیدا کند. خداوند از این عمل به خشم آمد و عذابی نازل كرد که پس از آن سازندگان برج هر یك به زبانی صحبت كردند و دیگر حرف همدیگر را نفهمیدند. بعد برج را با طوفان بزرگی در هم ‌ریخت و مردم بابل را در سراسر دنیا پراكنده كرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;بابل "ایناریتو" توصیفی امروزیست از اسطوره بابل که به عنوان نمادی برای بیان عدم درك متقابل، سوءتفاهم و پیچیدگی روابط در هنر و ادبیات استفاده می شود. بابل داستان ماست. آیینه جهان دیوانه، پیچیده و در هم گره خورده ما. بابل تصویر دنیای کج فهم، عجول، سهل انگار و تنهای ماست. دنیایی که حساسیت و پیچیدگی ابلهانه اش می تواند تاوان کوچکترین اشتباهات، سوءتفاهمات و چه بسا درستکاری ها را تا حد یک فاجعه بالا ببرد. بابل داستان هر روزه ماست. داستان سودای خدایی ما و عذابی که اینبار خود بر خود مقدر کرده ایم&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-3911045732832614173?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/3911045732832614173/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=3911045732832614173&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/3911045732832614173'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/3911045732832614173'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/03/blog-post_30.html' title='بابل ما'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_ex-DJsCtjf8/Rg0H_YpWpEI/AAAAAAAAABE/OQZI7OgjgPM/s72-c/277.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-5211168650867470375</id><published>2007-03-13T20:49:00.000+11:00</published><updated>2007-03-14T01:38:27.470+11:00</updated><title type='text'>با خشایارشاه هم بله؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;قبل از اینکه این مطلب رو بخونین بگم که این مطلب رو واسه وبلاگ خودم نوشته بودم و شک داشتم که اینجام بزارمش یا نه و البته هنوزم شک دارم، چون نقد نیست و من خودم هم هنوز فیلم رو ندیدم. به هرحال چون حرف و حدیث در مورد این فیلم زیاد بود و بعد از مشورت با سردبیر عزیز گفتم اینجام بزارمش که وبلاگمون از قافله عقب نمونه تا بعد یکی از بروبچز لطف کنه و یه نقد توپ راجع به فیلم بنویسه. من که شدیداً منتظرم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5041360067660727474" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center;" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_ex-DJsCtjf8/RfaCRXHBxLI/AAAAAAAAAA8/UoD36F6wWt8/s320/300-poster3.jpg" border="0" height="267" width="170" /&gt; &lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;۳۰۰&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: زاک اسنایدر&lt;br /&gt;نویسنده: زاک اسنایدر، کرت جانستاد - براساس کمیک استریپی از فرانک میلر&lt;br /&gt;بازیگران: جرالد باتلر، لنا هیدی، دمنیک وست، دیوید وانهام&lt;br /&gt;محصول: آمریکا&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;ما خودمون کم بدبختی داریم، اینام هی هر روز یه چیزه جدید عَلم می کنن که خون آدمو به جوش میاره، اونوقت وسط این هیر و ویری آدم باید همه کاراشو بزاره زمین بره اعتراض کنه. البته اعتراضم می تونه در جای خودش کلی حال بده ها، خصوصاً که از جمله کاراییه که ما ملت توش به شدت استادیم چون اصولاً ما همیشه می دونیم چی نمی خوایم ولی به اینکه چی می خوایم و از اون مهمتر چرا اینجوری شد که نمی خوایمش خیلی کاری نداریم.&lt;br /&gt;بگذریم، داستان اینه که توی چند روز گذشته نمایش فیلم جدید کمپانی برادران وارنر به نام ۳۰۰ در آمریکا شروع شده که درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایرانه. تا اینجاش که موردی نداره اما چیزی که خار و مادرِ برادران وارنر و فرانک میلر (کسی که فیلم از روی کمیک استریپ هاش ساخته شده) و هردوت (مورخ یونانی) رو تبدیل به معروف ترین شخصیتهای وبلاگ های ایرانی کرده و باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان در اقصا نقاط دنیا و افتادن ولوله بین بلاگرها و در دنیای اینترنت شده، تصویر زشت و غلطیه که از ایرانیان توی این فیلم ارائه‌ شده. من که فیلم رو ندیدم ولی اینجور که دوستان میگن و آنونس فیلم نشون می ده خلاصش اینه که ۳۰۰ تا یونانی خوش تیپ و خوش هیکل و فهیم که همه لباساشونو گوچی براشون طراحی کرده با ۱ میلیون جک و جونور ایرانی (یه چیزی تو مایه های سپاهیان تاریکی توی فیلم ارباب حلقه ها) که بویی هم از انسانیت نبردن می جنگن و در برابرشون مقاومت می کنن. اطلاعات بیشتر راجع به فیلم و عکس های فیلم و واقعیات تاریخی رو می تونین &lt;a href="http://www.1pezeshk.com/archives/2007/03/lets_bon_300.html" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://legofish.com/persiblog/004571.html" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخونین. اما حالا ملت همه دست به کار شدن که هر جوری هست به این موضوع اعتراض کنن. البته اینبار باید جداً عرض کنم که نحوه اعتراض ها خیلی عاقلانه تر و واقع بینانه تره، از جمله پیشنهاد تصحیح منصفانه ویکی پدیا برای ارائه اطلاعات درست و یا ایجاد بمب گوگلی. به هر حال بنده هم در همین راستا اعتراضم رو به این فیلم اعلام می کنم و گفتن برای درست کردن بمب گوگلی به این سایت لینک بدین که خب ما الساعه میدیم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://300themovie.info/"&gt;300themovie&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما یه نکته ای هم خودم اضافه کنم که به هر حال در این مورد تصویر غلطی از فرهنگ و تاریخمون ارائه شده که باید یه عکس العملی از خودمون نشون بدیم، هر چند که این نه اولین باره و نه آخرین بار خواهد بود، هر چند که هر روز خودمون و در مواردی خیلی واضح تر و تاثیرگذارتر هویت تاریخی و دینی و فرهنگمون رو توی دنیا و از اون بدتر پیش خودمون زیر سوال می بریم و هیچ کدوممون هم ککش نمی گزه و البته هر چند که از فردا علاوه بر جواب دادن به این سوال که آیا زنها تو ایران حق شترسواری دارن یا نه؟ باید به این سوال هم جواب بدیم که "این خشایارشاتون کجا می رفته پیرس (piercing) می کرده؟!"، اما با وجود تمام اینا من باید اعتراف کنم که امیدوارم برادران وارنر به سنت این چند ساله هالیوود، قسمت های بعدی این فیلم رو هم تولید کنه، چه می دونم مثلاً ۴۰۰، ۵۰۰، ۶۰۰...، ما ملت هم پشت به پشت هم هی اعتراض کنیم و بمب گوگلی بزنیم. اینطوری هم کلی اطلاعات تاریخیمون از چیزی که بهش افتخار می کنیم ولی راست و حسینی چیزه زیادی راجع بهش نمی دونیم زیاد میشه، هم بلکه همینجور ۱۰۰ تا ۱۰۰ تا یادمون بیاد که ما یه ملتیم و فردا اگه همدیگر رو تو خیابون دیدیم به جای "هیس! ایرانیه ها" به هم سلام کنیم. اونوقت دیگه کسی واسمون ۳۰۰ نمی سازه یا اگرم ساخت لباسای مارم میده گوچی طراحی کنه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-5211168650867470375?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/5211168650867470375/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=5211168650867470375&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/5211168650867470375'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/5211168650867470375'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/03/blog-post_13.html' title='با خشایارشاه هم بله؟'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_ex-DJsCtjf8/RfaCRXHBxLI/AAAAAAAAAA8/UoD36F6wWt8/s72-c/300-poster3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-133111119736842651</id><published>2007-03-13T10:03:00.000+11:00</published><updated>2007-03-13T10:17:46.893+11:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مستند'/><title type='text'> یک حقیقت ناخوشایند </title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/RfXcz7MKSoI/AAAAAAAAAHU/ynPcsWFBGLc/s1600-h/2006_an_inconvenient_truth_wallpaper_001.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://1.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/RfXcz7MKSoI/AAAAAAAAAHU/ynPcsWFBGLc/s320/2006_an_inconvenient_truth_wallpaper_001.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5041178142531275394" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt; &lt;a href="http://imdb.com/title/tt0497116/" target="_blank"&gt;An Inconvenient Truth&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;کارگردان: دیویس گوگنهایم&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;بازیگران: ال گور (در نقش خودش)&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;محصول 2006، آمریکا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مستند بسیار خوش ساخت در مورد تغییر شرایط جوی و گرم شدن کره زمین (Global Warming) که از زبان ال گور روایت می شه. گویا ال گور – که علاقه خاصی به این موضوع داره -  در چند سال اخیر فعالیتهای زیادی در زمینه آگاه کردن عموم و تغییر سیستهای دولتی در آمریکا در جهت کاهش آلودگیهای صنعتی کرده. یکی از این فعالیتها، سفر کردن به شهرهای مختلف در آمریکا و بعضی کشورهای دیگرآسیایی و اروپایی بوده. در این سفرها ال گور با نشان دادن یک سری اسلاید (که در همه این سفرها نسبتا بی تغییر می مونه)، سخنرانی بسیار جالبی رو ارائه میده در مورد تاریخچه این مشکل و عواقب وخیمی که به دنبال داره. فیلم به صورت مخلوطی از این سخنرانی و صحنه های دیگه ای (با صدای ال گور به عنوان راوی) هست. با اینکه فیلم تا حدی جهت گیری سیاسی داره (که از ال گور انتظار میره!) اما این  جهت گیری وزن خیلی زیادی در برابر محتوای علمی و آگاه کننده فیلم و جنبه وجدانی (moral) مساله Global Warming نداره. فیلم نسبتا کوتاهه (1:40) و در نتیجه تا انتها آدم رو می کشونه بدون اینکه حاشیه روی زیادی داشته باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از دیدن فیلم من احساس کردم که واقعا " من زمین را دوست دارم!!!" و اصلا دلم نمی خواد که هیچ بلایی سرش بیاد. دیدن این فیلم باعث میشه آدمها (در همه جای دنیا، مخصوصا در آمریکا) به روش زندگیشون دوباره فکر کنند و ببینند که چقدر جای تغییرو بهبود وجود داره.  دیدن "یک حقیقت ناخوشایند" الان به نظر من یه جورایی کوچیک ترین کاریه که می شه در جهت بالا بردن آگاهیمون در مورد گرم شدن کره زمین بکنیم. حتما ببینیدش، پشیمون نمیشید!&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;- در ضمن، من به پستهای خودم label اضافه کردم. فکر کنم خوب باشه اگه بعد از این label بذاریم تا دسته بندی فیلمها آسونتر بشه! در ضمن خانم صاحبخونه، این ستون سمت راست کلا داره اجق وجق نشون میده، یه کمکی بکن! :) )&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-133111119736842651?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/133111119736842651/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=133111119736842651&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/133111119736842651'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/133111119736842651'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/03/blog-post.html' title='&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt; یک حقیقت ناخوشایند &lt;/p&gt;'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/RfXcz7MKSoI/AAAAAAAAAHU/ynPcsWFBGLc/s72-c/2006_an_inconvenient_truth_wallpaper_001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-532010493664289912</id><published>2007-02-26T06:35:00.000+11:00</published><updated>2007-02-26T06:48:19.651+11:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ملودرام'/><title type='text'>Notes on a Scandal</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/ReHneRFvoKI/AAAAAAAAAGg/QC--pv7Wt3I/s1600-h/cate_blanchett1.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://4.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/ReHneRFvoKI/AAAAAAAAAGg/QC--pv7Wt3I/s320/cate_blanchett1.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5035560365546512546" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt; &lt;a href="http://imdb.com/title/tt0465551/"&gt;یادداشتهایی بر یک رسوایی &lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;کارگردان: ریچارد ایر&lt;br /&gt;فیلمنامه: پاتریک ماربر (بر اساس داستانی از زو هلر)&lt;br /&gt;بازیگران: جودی دنچ،  کیت بلانشت&lt;br /&gt;محصول: انگلیس، 2006&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میتونم بگم که این یکی از قویترین فیلمهای سال پیش بود با بازیهای فوق العاده و فیلمنامه خوب. من در راستای ماراتون قبل اسکار دیشب این فیلم رو دیدم و گفتم بگم که شما هم حتما ببینیدش (در ضمن خیلی این فارسی تایپ کردن سخته دیگه بابا نامردها! من کلی فیلم خوب دیدم ولی تنبلیم اومد بنویسم اینجا!).&lt;br /&gt;داستان فیلم راجع به رابطه دو معلم مدرسه است. شیبا (کیت بلانشت) معلم جدید هنره و باربارا (جودی دنچ) معلم باسابقه تاریخه. باربارا تمام وقایع زندگیش رو در دفترچه های یادداشتش ثبت می کنه و به نوعی راوی داستان محسوب می شه. بین دو معلم رابطه دوستی شکل می گیره تا وقتی که باربارا بطور اتفاقی از چیزی خبردار می شه که میتونه رسوایی بزرگی رو برای شیبا به بار بیاره و از اونجاست که رابطه این دو نفر تغییر می کنه و داستان پیچ و خم تازه ای پیدا می کنه.&lt;br /&gt;این فیلم به نظر من خیلی روانشناسانه است و نشون میده که آدمها چطور از موضع قدرت یا ضعف با هم برخورد می کنن. بازی جودی دنچ فوق العاده است و به نظر من تنها رقیب اصلی هلن میرن ( فیلم "ملکه") برای اسکار هست (امیدروارم واقعا یکیشون ببره امشب).&lt;br /&gt;من فکر می کنم که مدت زمان فیلم هم خیلی مناسب بود و از بس که همه فیلمها دو ساعت و خورده ای طول می کشن، دیدن یه فیلم یک ساعت و نیمه خوب خیلی دلچسب بود!&lt;br /&gt;خوب دیگه من رسما 2000 تا کالری سوزوندم برای تایپ کردن این دو تا خط! فعلا تا بعد.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-532010493664289912?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/532010493664289912/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=532010493664289912&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/532010493664289912'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/532010493664289912'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/02/notes-on-scandal.html' title='Notes on a Scandal'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_JbmNH6jVfKw/ReHneRFvoKI/AAAAAAAAAGg/QC--pv7Wt3I/s72-c/cate_blanchett1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-6290121609339226063</id><published>2007-02-07T10:32:00.000+11:00</published><updated>2007-02-07T10:41:27.574+11:00</updated><title type='text'>ماسایی سفید</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RckSAXfgwiI/AAAAAAAAABk/ZP5lOS36HfA/s1600-h/White+Masai.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5028570256451355170" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RckSAXfgwiI/AAAAAAAAABk/ZP5lOS36HfA/s320/White+Masai.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://imdb.com/title/tt0436889/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;The White Masai&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000318/"&gt;Hermine Huntgeburth&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسندة رمان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0458251/"&gt;Corinne Hofmann&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسندة فیلمنامه:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0079487/"&gt;Johannes W. Betz&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0244151/"&gt;Nina Hoss&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://imdb.com/name/nm1784515/"&gt;Jacky Ido&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2005 آلمان&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Romance / Drama&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماسایی سفیدپوست که براساس زندگینامة نویسندة رمان این فیلم، خانم کرین هافمن، ساخته شده در مورد رابطة یک دختر سوئیسی و یک بومی آفریقایی از اقوام &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Masai"&gt;ماسایی&lt;/a&gt; کنیا می باشد.&lt;br /&gt;کرین هافمن سه کتاب نوشته که هر کدوم در مورد یک دوره از زندگیشه. این فیلم هم بر گرفته از کتاب اوّله که مربوط میشه به اواخر دهة هشتاد و اوایل دهة نود.&lt;br /&gt;داستان فیلم اینه که کارولا، همون دختر سوئیسی، سال 1986 بهمراه دوست پسرش برای تعطیلات به کنیا سفر میکنه. در جریان این مسافرت با عشق زندگیش لمالیان (Lemalian) که یک جنگجوی &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Samburu"&gt;سمبورو&lt;/a&gt; ِ (Samburu) و لباس مخصوص قبیله اش رو میپوشه آشنا میشه. کارولا که بطور محسوسی عاشق شده تصمیم میگیره زندگی مرفه اروپاییشو فدای این عشق کنه و در جستجوی لمالیان به محل زندگی دور افتاده اش بره. کارولا یه مدت کوتاه در کنار لمالیان در قبیلة کوچکش زندگی میکنه و با وجود اینکه تفاوتهای فرهنگی خودشو با اونا کمابیش احساس میکنه ولی به خاطر عشق عمیقی که بین اون و لمالیان وجود داره حاضر میشه با زندگی در سوئیس خداحافظی کرده و با لمالیان ازدواج کنه.&lt;br /&gt;ادامة فیلم رو بهتره که خودتون ببینین و قضاوت کنین.&lt;br /&gt;البته بازی نینا هاس جای حرف داشت که به قول &lt;a href="http://imdb.com/title/tt0436889/#comment"&gt;این نظر&lt;/a&gt;- که واقعا نظر خوندنییه- جدای از نقد فیلم از جنبة فیلمسازی و اینکه بازیها چطور بودن نکتة مهم اینه که «کارولا و لمالیانی» واقعا وجود داشتن. من که بعد از دیدن فیلم همه اش داشتم به این فکر می کردم که اگه داستان فیلم واقعی نبود آیا همین قدر مخاطب رو تحت تاثیر قرار میداد یا نه.&lt;br /&gt;در ضمن اگه بعد از دیدن فیلم براتون جالب بود که بدونین در دورة دوم و سوم زندگی کرین هافمن چه اتفاقاتی می افته و کتاب دوم وسوم به شرح چه چیز هایی می پردازه، توصیة اکید میکنم که به &lt;a href="http://sixtyminutes.ninemsn.com.au/sixtyminutes/stories/2006_10_29/story_1808.asp"&gt;این لینک&lt;/a&gt; هم که واقعا تاثیرگذاره و یک مصاحبه با کرین هافمنه یه سری بزنین.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-6290121609339226063?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/6290121609339226063/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=6290121609339226063&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/6290121609339226063'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/6290121609339226063'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/02/blog-post_07.html' title='ماسایی سفید'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RckSAXfgwiI/AAAAAAAAABk/ZP5lOS36HfA/s72-c/White+Masai.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-2433091860985809902</id><published>2007-02-06T14:46:00.000+11:00</published><updated>2007-02-06T15:54:29.214+11:00</updated><title type='text'>آپارتمان اسپانیایی</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RcgJ23fgwgI/AAAAAAAAABM/yIGzaj4hdgA/s1600-h/Spanish+Ap.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5028279822172865026" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RcgJ23fgwgI/AAAAAAAAABM/yIGzaj4hdgA/s320/Spanish+Ap.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://imdb.com/title/tt0283900/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;The Spanish Apartment&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000318/"&gt;Cédric Klapisch&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0458251/"&gt;Cédric Klapisch&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0244151/"&gt;Romain Duris&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://imdb.com/name/nm0002105/"&gt;Judith Godrèche&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://imdb.com/name/nm0851582/"&gt;Audrey Tautou&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2002 فرانسه&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Comedy / Romance / Drama&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قابل توجه دانشجویان محترم یا کسانی که یه زمانی دانشجو بودن علی الخصوص اونایی که یه شهر دیگه درس می خوندن؛ توصیه میکنم این فیلمو حتما ببینین.&lt;br /&gt;زاویر یه دانشجوی اتوکشیدة فرانسوی رشتة اقتصاده که نرم (به ضم نون) یه زندگی عادی رو داره. یه دوست دختر ساده و خوشگل فرانسوی داره، سر کلاسهای درسش حاضر میشه و در فکر اینه که بعد از فارغ التحصیلیش یه شغل مناسب پیدا کنه. به زاویر توصیه میشه به علت وابستگی رشته و شغل آینده اش به دنیای اقتصاد و زبان اسپانیایی به مدت یک سال به اسپانیا بره وطی دورة معاوضة دانشجویی که به &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus_programme"&gt;ارَسموس&lt;/a&gt; معروفه در یک دانشگاه اسپانیایی ادامة تحصیل بده. زاویر هیچ آشنایی در اسپانیا نداره و بهمین دلیل از این جابجایی نگران و مضطربه و بیتابی مادرش و گریة دوست دخترش هم در فرودگاه بیشتر اونو ناراحت میکنه.&lt;br /&gt;زاویر بالاخره به اسپانیا میرسه و متعاقب یه سری وقایع از جمله دربدریهای چند روزه بالاخره با یه سری دانشجوی دیگه که هرکدوم ازیک کشور اروپای غربی اومدن همخونه میشه. اگه فیلمو به دو بخش تقسیم کنیم میشه گفت که اینجا آغاز قسمت دومه.&lt;br /&gt;همخونه ایهای زاویراز نظر شخصیتی آدمهای جالب و شوخ طبعی هستن. در جریان این روابطه که زاویر از این رو به اون رو میشه و توی روابطش اعتماد بنفسی رو که نداشته کسب میکنه.&lt;br /&gt;حال و هوای فیلم بی نظیره و صحنه های خنده دار و ماجراهای وصف حاله که آدمو شدیدا بیاد دوران دانشجویی خودش میندازه. اینا رو گفتم که یه وقت ژانر درام فیلم فریبتون نده و فکر نکنین قراره یه فیلم غم انگیز ببینین.&lt;br /&gt;شخصیت پردازیهای فیلم بسیار زیبا و دیدنیه و سناریو و بازی جذاب بازیگران، بیننده رو تا به آخر وفادار به تماشای فیلم نگه میداره.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-2433091860985809902?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/2433091860985809902/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=2433091860985809902&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/2433091860985809902'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/2433091860985809902'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/02/blog-post.html' title='آپارتمان اسپانیایی'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_8vu1qXaSP_M/RcgJ23fgwgI/AAAAAAAAABM/yIGzaj4hdgA/s72-c/Spanish+Ap.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-1945389867889865809</id><published>2007-02-04T06:49:00.000+11:00</published><updated>2007-02-04T07:45:43.585+11:00</updated><title type='text'>Borat: Cultural Learnings of America for Make Benefit Glorious Nation of Kazakhstan -2006</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_VtEn7w9Q9DY/RcTqzZ7RCPI/AAAAAAAAAAM/ukswDxthHR8/s1600-h/borat_poster2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5027401252906010866" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_VtEn7w9Q9DY/RcTqzZ7RCPI/AAAAAAAAAAM/ukswDxthHR8/s320/borat_poster2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;Borat:&lt;/strong&gt; Cultural Learnings of America for Make Benefit Glorious Nation of Kazakhstan -&lt;a href="http://www.imdb.com/Sections/Years/2006"&gt;2006&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خوب یکراست میرم سر اصل داستان. چون ظاهرا همه اینقدر سرشون شلوغه که وقت و حوصله خوندن اطلاعات کلاسه شده رو ندارند!! به هرحال اطلاعات کامل در مورد نویسنده و کارگردان و... رو از&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0443453/"&gt; اینجا &lt;/a&gt;ببینید!!!! حالا چرا اینجوری؟ آخه فیلم خودش به همین روال پیش میره!!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;داستان از زبان یک خبرنگار قزاقستانی بازگو میشه که برای کسب تجربه های دنیای متمدن از طرف تلویزیون دولتی قزاقستان مامور میشه تا به آمریکا بره..البته تفاوت فرهنگی برات-مامور مذکور!- با مردم آمریکا کلی مشکلات برای هر دو طرف بوجود میاره...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;داستان بظاهر ساده است.ولی هنر &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0056187/"&gt;ساشا بارون کوهن&lt;/a&gt; در بازی در نقش یک قزاق و خلق صحنه های جالبی که به ادعای کارگردان همه بداهه و بدون هماهنگی قبلی با مردم عادی ایجاد شده اند، فیلم رو واقعا دیدنی میکنه. ( تا حالا فقط تا حدودی ثابت شده صحنه دزدیدن پاملا اندرسن به روش قزاقی جهت ازدواج با برات با هماهنگی خود پاملا اندرسن بوده..بله همون پاملا اندرسن معروف! که جناب برات در بدو ورود به آمریکا عاشقش شده!!!) ولی از همه جالبتر انتقادات بسیار تند برات از آمریکاییها و سیاستهای بوش است که لابلای لودگیها و شوخیها به شدت هرچه تمامتر ابراز میشه..بیخود نیست که فیلم با اینکه کاندیدای شش جایزه اسکار بوده، هیچی نبرده و در جشنواره های دیگه برنده شده! در یک صحنه، برات در جمع مردم کالیفرنیا-که احساسات شدید طرفدار بوش و جنگ و نفت و..دارند- در وسط میدان مسابقات رودئو، به عنوان یک مهمان قزاق، بلندگو را میگیره و به عنوان طرفداری از بوش، دعا میکنه که بوش تا آخرین قطره خون مردان و زنان و کودکان عراقی رو بنوشه و چنان عراق رو با خاک یکسان کنه که تا چند هزار سال حتی یک مارمولک هم در اونجا زندگی نکنه..که البته مردم خوششون نمیاد و... اگر صحنه واقعی باشه-بنا به ادعای سازندگان- واقعا ساشا بارون کوهن بی کلگی کرده وسط اونهمه آمریکایی متعصب اینجور مسخرشون کرده..که البته از این بازیگر با استعداد انگلیسی الاصل هیچ بعید نیست. همین بس که سر فیلمبرداری این فیلم، 91 بار پلیس رو خواسته اند..و جناب کوهن ، یک کنفرانس خبری دروغی رو به عنوان برات قزاق در کاخ سفید برگزار میکنه..اونم یکروز قبل از اینکه رئیس جمهور قزاقستان یک بازدید رسمی از کاخ سفید داشته!! و کار به جایی میرسه که دولت قزاقستان برای رد ادعاهای ایشون، چهار صفحه مطلب در روزنامه نیویورک تایمز چاپ میکنه و...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;البته از همین الان بگم که فیلم شدیدا غیر مناسب برای تماشا در یک جمع عمومی-از نوع با حجب و حیا!- میباشد! ( خود سازندگان، آخر فیلم اعلام میکنند که فیلم برای اشخاص کمتر از 3 سال نامناسب است!) راستی، موسیقی فیلم کلا مربوط به "زیرزمین" امیر کاستاریکا ساخته گوران برگوویچه و هنرپیشه ها هیچکدوم به زبان قزاقی صحبت نمی کنن. بورات به یک زبان من در آوردی که ترکیبی از عبری و لهستانیه حرف میزنه و &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0205772/"&gt;"عظمت"&lt;/a&gt; به زبان ارمنی. چیزهایی هم که در واقع میگن هیچ ربطی به زیرنویس انگلیسی نداره...حالا بشینین همچین فیلمی رو ببینین!!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پ.ن: در نظرات پست قبلی نوشتم که یک مدت نمینویسم..فکر میکردم که دوستان دیگه این مدت کلی مطلب اینجا میذارن که دیدم بابا...خیلی باحالین! کلی دعوا میخواستم با شما بکنم ولی فقط همینو میگم: همچین درگیر زندگی نشین که یادتون بره چطوری دارین زندگی میکنین....حیف نیست بجای قلم شیرین هانی، من در مورد همچین فیلمی چیز بنویسم؟ کو اون نوشته های صمیمی spring breez? فیلمهای باکلاس مریم کو؟ از سردبیر خوش معرفت که هیچی نگم...&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-1945389867889865809?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/1945389867889865809/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=1945389867889865809&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/1945389867889865809'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/1945389867889865809'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/02/borat-cultural-learnings-of-america-for.html' title='Borat: Cultural Learnings of America for Make Benefit Glorious Nation of Kazakhstan -2006'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_VtEn7w9Q9DY/RcTqzZ7RCPI/AAAAAAAAAAM/ukswDxthHR8/s72-c/borat_poster2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-116798469869619333</id><published>2007-01-05T18:57:00.000+11:00</published><updated>2007-01-05T19:11:38.733+11:00</updated><title type='text'>خدا سوپرمن رو دوباره به ما داد</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/5087/2779/1600/399865/4774.LAT.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/5087/2779/320/193149/4774.LAT.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;بازگشت سوپرمن&lt;br /&gt;کارگردان: برایان سینگر&lt;br /&gt;فیلمنامه: مایکل دوگرتی و دان هریس (خالق شخصیت سوپرمن: جری سیگل)&lt;br /&gt;بازیگران: برندون روت، کیت بسوورث، کوین اسپیسی، جیمز مارسدن&lt;br /&gt;۱۵۴ دقیقه، محصول آمریکا-استرالیا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی تصمیم گرفتم این مطلب رو راجع به فیلم جدید از سری سوپرمن، "بازگشت سوپرمن"، بنویسم نمی دونستم باید اسمش رو چی بزارم؟ بازگشت سوپرمن؛ سوپرمن در انقلاب کریستال ها؛ اثرات مخرب متائوریت ها (سنگ های آسمانی) بر سوپرمنیت؛ سوپرمن در کما؛ تو سوپرمن منو کشتی کچل!؛ چه کسی مخ سوپرمن را زده بود؟ و یا حتی، سوپرمن بهترین بابای دنیا!&lt;br /&gt;این فیلم آخر از سری سوپرمن از همه جهت یک شاهکار سینمایی بود که من نمی دونم اگه بازی کوین اپیسی رو نداشت و اگه یه جوون تنها، توی مملکت غریب، یه شب از زور بیکاری و به یاد بچگیا نمی شست نگاهش کنه، اصولاًمی تونست بیننده ای هم داشته باشه یا نه؟ من فقط دلم واسه اون مرحوم کریستوفر ریو بدبخت می سوزه که نیستش ببینه با میراثس چه کردن. البته بازی این سوپرمن جدید خیلیم بد نبود، ولی فیلمنامه "بازگشت سوپرمن" مصداق به حق "بچه! پوشو دوتا ملاقه آب بریز تو غذا، شب مهمون داریم" بود! واقعاً که از این سرکاری تر نمی شد:&lt;br /&gt;سوپرمن که انگار در آخر سری قبل رفته بوده سیاره یا ستاره مادریشو پیدا کنه حالا دست از پا درازتر برمی گرده زمین و میره سره همون شغل قبلیش یعنی روزنامه نگاری. لوییس همون دختر کَنه قسمت های قبل که عاشق سوپرمن شده بود حالا ازدواج کرده و با شوهرش ریچارد و پسر کوچک ۴−۵ سالش زندگی می کنه. این خانم لوییس خانم که حالا روزنامه نگار برجسته ای شده با اینک هنوز عاشق سوپرمنه ولی از حرص اینکه سوپرمن وسط رابطه عاشقانشون بی خبر گذاشته رفته و ضد حال زده، یه مقاله نوشته با عنوان "چرا دنیا به سوپرمن احتیاج ندارد؟" که اتفاقاً به خاطرش جایزه پیولیتزر هم گرفته! حالا توی این هیر و ویر کوین اسپیسی عزیز هم در نقش لکس لتور جنایتکارقصد داره به کمک کریستال های باقی مونده از سیاره کریپتون، سیاره سوپرمن که مرد فولادی در مقابلش مقاوم نیست، هم انتقام خودش رو بابت خراب کردن نقشه های قبلیش از سوپرمن بگیره هم نقشه جدیدش رو که خب می دونین که حتماُ در سطح نابود کردنه دنیاس رو اجرا کنه. توی این سوپرمن جدید کلی ماجرا داریم که دنبال کنیم. سوپرمن که هم هنوز عاشق لوییسه هم نمی دونه با این عشقش چی کار کنه، شب ها میره دم خونه لوییس اینا و از پشت دیوار دید می زنه. سوپرمن هم دل داره خب! طبق معمول همه سوپرمن های قبلی، این سوپرمن هم به همه جای دنیا پرواز می کنه واسه کمک به مردم دنیا، ولی نمی دونم چرا با اینکه صدای هر دردمندی رو از هر جا که باشه می شنوه و با اینکه تو تلویزیون درگیریها و جنگ های اطراف دنیا رو تماشا می کنه و اصلاُخودش خبرنگاره ولی یه سر نمی ره خاورمیانه، عراق یا سودان که مردم رو از زیر آتیش توپ و تانک و بمب نجات بده، عوضش میره پاریس و لندن و نیویورک تا اگه احیاناً یه خانمی ترمز ماشینش بریده بود کمکش کنه و زود برسونتش به بیمارستان که یوقت زَهره بچه آب نشه! به نظرم خدا بیامرز کریستوفر ریو از این سوپرمن جدید بیشتر به درد دنیا می رسید. موضوع از اینم جالبتر میشه وقتی که بالاخره این لکس بدجنس موفق میشه نقشه شیطانی خودش رو اجرا کنه و سوپرمن رو گیر بندازه و حتی بکشدش! بله بکشدش! سوپرمن که تمام توانش رو برای مبارزه با این شیطان کچل و نجات دنیا به کار برده بود و با اینکه در آخر مثل همیشه پیروز شد ولی بی هوش شد و از یه ارتفاعی در حدود جو زمین سقوط کرد توی یه پارکی تو نیویورک و رفت تو کما! البته اصلاُ نگران نباشین، سریع سوپرمن رو رسوندن بیمارستان، شوک بهش دادن، دستگاه شوک سوخت! بابا مرد فولادیه کم که نیست، تیر بهش اثر نداره اونوقت می خواستن بهش آمپول بزنن، خب معلومه که سوزن نمیره توی دستش و کج میشه! خلاصه که سوپرمن مرگ مغزی شد!&lt;br /&gt;ولی خب اینجوری که نمیشه. حالا اگر در مورد جنگ های داخلی عراق کاری از دست سوپرمن بر نمی آید حداقل بخاطر ابرانسان نیچه هم که شده سوپرمن باید زنده بمونه! جهان ما لزوماً به سوپرمن احتیاج داره. جداً از این حرفا، پس کارگردان کجاقدرت بی کران عشق رو نشون می داد؟ در نتیجه لوییس همراه با پسرش رفت بالای سر سوپرمن و علاوه بر دل و قلوه های عشقولانه، در گوش سوپرمن گفت که انگار سوپرمن قبلاً یه شیطونیایی کرده بوده و این پسر کوچولو که تا اینجای فیلم هم چند تا چشمه اومده، پسر سوپرمنه! چه شود، سوپرمن پسردار هم شد! البته بدم نیست چون این دنیایی که من می بینم یدونه سوپرمن که سهله، یه دو جین سوپرمن هم کمشه. به هر حال سوپرمن از زور عشق از کما در اومد و بعد از یه سری دیالوگ پدرانه بالای سر بچه اش، رفت که باقی دنیا رو نجات بده که البته موند واسه قسمت های بعدی.&lt;br /&gt;هرچی که کارهای قبلی ساخته شده از روی شخصیت های کمیک بوک ها، خصوصاً اسپایدرمن ها و "آغاز بتمن" خوب و سرگرم کننده بود این سوپرمن جدید جداً ضعیف بود اونقدر که می بینین میشه راجع بهش یه پست نوشت! البته من واقعاً برای سوپرمن خوشحالم که بالاخره سر و سامون گرفت. جداً فیلم خطرناکی بود ولی خب به خیر گذشت. خدا رو شکر، واقعاً خدا سوپرمن رو دوباره به ما داد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-116798469869619333?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/116798469869619333/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=116798469869619333&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116798469869619333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116798469869619333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2007/01/blog-post.html' title='خدا سوپرمن رو دوباره به ما داد'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-116172756012492494</id><published>2006-10-25T07:55:00.000+10:00</published><updated>2006-10-25T08:06:00.146+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کمدی'/><title type='text'>Annie Hall</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" align="right"&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0075686/" target="_blank"&gt;آنی هال&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: وودی آلن؛نویسنده فیلمنامه: وودی آلن، مارشال بریکمن؛&lt;br /&gt; بازیگران: وودی آلن، دایان کیتون&lt;br /&gt;محصول آمریکا (1977)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/Annie-Hall-movie-01.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/400/Annie-Hall-movie-01.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;من بالاخره آنی هال رو دیدم و فقط می تونم بگم که این فیلم رو از زیر سنگ هم شده گیر بیارید و ببینید! این فیلم که یکی از شاهکارهای (و به عقیده بعضی ها فیلمbreakthrough  ) وودی آلن هست، در مورد رابطه یک کمدین بدبین نیویورکی (آلوی سینگر: وودی آلن) و یک دختر خواننده آماتور (آنی هال:دایان کیتون) و فراز و نشیبهای این رابطه است. اما در واقع روابط انسانی بطور کلی موضوع فیلم هستند. آلوی (که شخصیتش شباهت زیادی به وودی آلن داره) نمی تونه از خوشیهای زندگی لذت ببره، چون همیشه نکات منفی رو در همه چی می بینه.مثلا عقیده داره که به دلیل یهودی بودنش مورد نفرت خیلی از آدمهاست و به شکل پارانوید-واری دنبال نشونه های آنتی-سمیتیزم (یهود ستیزی) در آدمها می گرده (که اگر وودی آلن رو بشناسید می تونید حدس بزنید که چقدر دیالوگهای خنده داری رو حول این موضوع تو فیلمش داره) . آشنایی آلوی با آنی –که نسبت به آلوی خیلی بیخیال تره و از زندگیش لذت می بره – تناقض خیلی جالب و دلنشینی رو به همراه می آره. ولی این رابطه هم مثل سایر روابط آدمها با هم دچار مشکل می شه. &lt;br /&gt;وودی آلن به طرز ماهرانه ای موضوعات خیلی جدی رو به شکل کمدی به تصویر در می آره. من مجبور شدم چند باری فیلم رو نگه دارم تا بتونم با خیال راحت قهقهه (؟) بزنم! بازی هر دو بازیگر عالیه و کلا فضای فیلم خیلی قابل باوره... مخصوصا که شکل و شمایل آلوی و آنی مثل دو آدم عادی و غیر-سوپرمدل هست. باید البته بگم که نکته خیلی مهم فیلم دیالوگهای وودی آلن هستش که خیلی سریع هم بیان میشه... در نتیجه ترجیحا نسخه انگلیسی فیلم رو و اونهم با دقت! ببینید. آشنایی با سبک کارها و عقاید وودی آلن هم خیلی دیالوگها رو با نمک تر می کنه. فیلم اینقدر جمله های بامزه داره که سخته یکیشو انتخاب کنم. ولی اول فیلم وودی آلن چیز جالبی رو از جانب یه آدم مشهوری نقل می کنه:&lt;/p&gt;&lt;br /&gt; “I would never want to belong to a club that would have me as a member!” &lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt; و این یه جوری پایه روابط آلوی با زنها رو تشکیل می ده. ببینید و لذت ببرید!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-116172756012492494?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/116172756012492494/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=116172756012492494&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116172756012492494'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116172756012492494'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/10/annie-hall.html' title='Annie Hall'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-116137308627175644</id><published>2006-10-21T05:15:00.000+10:00</published><updated>2006-10-21T06:36:18.076+10:00</updated><title type='text'>DogVille</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/dogville2.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/dogville2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://us.imdb.com/title/tt0276919/"&gt;DogVille&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;نویسنده و کارگردان: &lt;a href="http://us.imdb.com/name/nm0001885/"&gt;لارس فون تریه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بازیگران: &lt;a href="Nicole"&gt;نیکول کیدمن &lt;/a&gt;، &lt;a href="http://us.imdb.com/name/nm0001001/"&gt;پاول بتانی ،جیمز کان &lt;/a&gt;، &lt;a href="http://us.imdb.com/name/nm0000002/"&gt;لاورن باکال&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یک فیلم فوق العاده دیگر از لارس فون تریه... کسانی که شکستن امواج رو دیدن و دوستش داشتن، حتما این فیلم رو هم ببینند...اولین چیزی که نظر بیننده رو جلب میکنه، صحنه پردازی و دکوراسیون خارج عرف و تئاتر گونه فیلمه...در یک شهر خیلی کوچک بنام "داگویل" مردم زندگی آرامی را سپری می کنند تا اینکه یک روز، دختری که از دست گانگسترها فرار می کند، به این شهر کوچک و مردمان صلحجو و آرامش ، پناه می آورد...مردمی که به نوعی در شرایطی قرار نگرفته اند که "خوب" بودنشان مورد آزمایش قرار بگیرد و حالا دختری برای زنده ماندن، نیاز به جلب-و حفظ- نظر آنها دارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بیشتر از این در مورد این فیلم چیزی نمی گم...فیلم تاثیر زیادی روی من گذاشته( وقتی 10 دقیقه بعد از دیدن فیلم تصمیم به نوشتن درموردش میگیری، نتیجه همینه!) فقط میتونم توصیه کنم حتما فیلم رو ببینید :)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-116137308627175644?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/116137308627175644/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=116137308627175644&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116137308627175644'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116137308627175644'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/10/dogville.html' title='DogVille'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-116067450211669826</id><published>2006-10-13T03:07:00.000+10:00</published><updated>2006-10-13T04:30:40.690+10:00</updated><title type='text'>Van Helsing</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/vanhelsing.0.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/vanhelsing.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.vanhelsing.net/"&gt;Van Helsing &lt;/a&gt;- 2004 &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0814085/"&gt;Stephen Sommers&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;نویسنده:&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0814085/"&gt;Stephen Sommers&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0814085/"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;بازیگران : &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0413168/"&gt;Hugh Jackman&lt;/a&gt;.... Van Helsing, &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000295/"&gt;Kate Beckinsale&lt;/a&gt;.... Anna Valerious ,&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0746896/"&gt;Richard Roxburgh&lt;/a&gt;.... Count Vladislaus Dracula ,&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0920992/"&gt;David Wenham&lt;/a&gt;.... Carl&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;یک فانتزی بسیار خوش ساخت از داستانی قدیمی، اما با روایتی نو. گابریل ون هلسینگ مامور یک سازمان سری تحت نظر کلیسا برای مبارزه با شیاطین است. وی که از نفرین یک گذشته نامعلوم و فراموش شده رنج می برد، به سرزمین ترانسیلوانیا-موطن کنت دراکولا- فرستاده میشود تا او را نابود کند و به آخرین بازمانده خاندان والریوس که سالها با دراکولا مبارزه کرده اند کمک برساند ..و شاید راز زندگی خود را نیز در آنجا کشف کند. کنت دراکولا قصد دارد با استفاده از نیروی زندگی که در هیولای دکتر فرانکنشتاین وجود دارد، زندگی جاودان را به فرزندانش بدهد&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;با توجه به اینکه ون هلسینگ اولین فیلمی است که از نرم افزاری که برای خلق سه گانه ارباب حلقه ها بوجود آمد، استفاده می کند. هیولاها بسیار جالب و واقعی هستند و صحنه پردازیها و صداگذاری آن تاثیر خود را می گذارد. بازیگران هم نقشهای خودرا خوب ایفا کرده اند، ولی جالبتر از همه، دیوید ونهام در نقش کارل- دستیار باهوش اما تا حدی دست و پا چلفتی ون هلسینگ- شخصیتی کاملا متفاوت با آنچه از او دیده ایم( خصوصا در ارباب حلقه ها و نقش برومیر) را ارائه میدهد که کمیک و دوست داشتنی است.نکته جالب دیگر در مورد فیلم اینکه در آخرین صحنه که برادر آنا، &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0962261/"&gt;Will Kemp&lt;/a&gt;، کنار سنگی میمیرد، ظاهرا بدون اینکه گروه فیلمسازی بدانند، زیر سنگ پر از عنکبوت بوده که پشت بازیگر را شدیدا نیش میزنند و وی را راهی بیمارستان میکنند...قابل توجه دوستانی که کار بازیگری را دوست دارند!!! نکته جالب دیگر فیلم سه صحنه سقوط گرگنماها به داخل آب است که در هر سه صحنه فقط صدای کمی از برخورد گرگ با آب بلند میشود- یک شوخی کوچک با کارتون رود رانر و Wile E. Coyote&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="qt0241080"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0025745/"&gt;Aleera&lt;/a&gt;: Anna, my love. It is your blood that shall keep me beautiful. What do you think of that? [laughs triumphantly, then screams as Anna catches a silver stake and impales her through the chest] &lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000295/"&gt;Anna Valerious&lt;/a&gt;: I think if you're going to kill somebody, kill them! Don't stand around talking about it!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-116067450211669826?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/116067450211669826/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=116067450211669826&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116067450211669826'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/116067450211669826'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/10/van-helsing.html' title='Van Helsing'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115997286959297557</id><published>2006-10-05T00:37:00.000+10:00</published><updated>2006-10-05T00:45:48.683+10:00</updated><title type='text'>The Royal Tenenbaums</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/The%20Royal%20Tenenbaums.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/320/The%20Royal%20Tenenbaums.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0027572/"&gt;Wes Anderson&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده فیلمنامه: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0027572/"&gt;Wes Anderson&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005562/"&gt;Owen Wilson&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000432/"&gt;Gene Hackman&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001378/"&gt;Anjelica Huston&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000569/"&gt;Gwyneth Paltrow&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001774/"&gt;Ben Stiller&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005561/"&gt;Luke Wilson&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005562/"&gt;Owen Wilson&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000418/"&gt;Danny Glover&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000195/"&gt;Bill Murray&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محصول 2001 آمریکا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0265666/"&gt;یک فیلم&lt;/a&gt; خوش‌ساخت، جالب و سرگرم‌کننده. داستان فیلم درباره خانواده‌ای است با سه فرزند نابغه که با گذشت سالیان هر کدوم به نحوی در زندگی به بن‌بست می‌رسه. پدر خانواده که در واقع در سرنوشت غم‌انگیز بچه‌ها سهم قابل توجهی داره، سعی می‌کنه که به ارتباط خودش با همسر، دخترو پسرها و نوه‌هاش سر و سامون بده و در حل مشکلات کمکشون باشه.&lt;br /&gt;این فیلم رو باید در دسته فیلم‌هایی قرار داد که با کمدی‌های متعارف آمریکایی و انگلیسی تفاوت دارند و اونقدرها کلیشه‌ای نیستند. نه اینکه موضوع عجیب و پیچیده‌ای داشته باشه، فقط نحوه شخصیت‌پردازی و قصه‌گویی‌اش متفاوت و غیر تکراریه و همین کلی به آدم می‌چسبه. من که کلی طرفدار این آقای کارگردان شدم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115997286959297557?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115997286959297557/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115997286959297557&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115997286959297557'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115997286959297557'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/10/royal-tenenbaums.html' title='The Royal Tenenbaums'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115949962105508075</id><published>2006-09-29T13:08:00.000+10:00</published><updated>2006-09-29T13:50:52.470+10:00</updated><title type='text'>(The Pink Panther) پلنگ صورتی</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/Pink_Panther.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/Pink_Panther.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/Pink%20Panther.jpg"&gt;&lt;/a&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0506613/"&gt;Shawn Levy&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسندة فیلمنامه:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0089676/"&gt;Len Blum&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000188/"&gt;Steve Martin&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000188/"&gt;Steve Martin&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000177/"&gt;Kevin Kline&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000606/"&gt;Jean Reno&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0607865/"&gt;Emily Mortimer&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0461498/"&gt;Beyoncé Knowles&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2006 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Comedy&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرمربی معروف یک تیم فوتبال فرانسوی کشته شده، الماس معروف پلنگ صورتیش ناپدید شده و بزرگترین کاراگاه دنیا مامور حل این معما شده منتهی اشتباه پشت اشتباه.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0383216/"&gt;یک فیلم&lt;/a&gt; خنده دار دیگه با بازی زیبای Steve Martin. حتما میتونین تصور کنین که استیو مارتین در نقش گارآگاه کلوسو چه شخصیت طنزآمیزی میشه. یک کارآگاه دست و پا چلفتی با لهجة فرانسوی که فکر میکنه خیلی کارش درسته. در حالیکه همه رو از دست روشهای مسخرة بازجوییش دیوونه میکنه.&lt;br /&gt;بازیها ساده و جذاب هستن و حسابی سرگرمتون میکنن. قطعا ارزش یک بار دیدنو داره حتی اگه خیلی طرفدار فیلمهای استیو مارتین نباشین یا نسخه های دیگة پلنگ صورتی رو دیده باشین.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115949962105508075?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115949962105508075/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115949962105508075&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115949962105508075'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115949962105508075'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/09/pink-panther.html' title='(The Pink Panther) پلنگ صورتی'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115942182855636371</id><published>2006-09-28T15:36:00.000+10:00</published><updated>2006-09-29T01:15:52.996+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ملودرام'/><title type='text'>My life without me</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0314412/" target="_blank"&gt;زندگیم، بدون من(My life without me) &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: Isabel Coixet، فیلمنامه : Isabel Coixet  و Nanci Kincaid، بازیگران: Sara Polley، Scott Speedman، Amanda Plummer&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/my%20life%20without%20me.0.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/320/my%20life%20without%20me.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;آن، زن جوان 23 ساله ای است که در سن کم ازدواج کرده و با همسر و دو دخترش زندگی می کنه. اون که نمونه کامل یک دختر معمولی بدون آرزوهای بزرگ و درگیر زندگی روزمره اش است، متوجه می شه که توموری در بدنش رشد کرده و اونقدر پیشرفت کرده که درمان پذیر نیست. ان که می بینه چند ماه بیشتر برای زندگی کردن وقت نداره، به جای اطلاع دادن به خانواده اش و استراحت کردن سعی می کنه که در این مدت از باقیمونده عمرش لذت ببره.&lt;br /&gt;این فیلم رو من خیلی در موردش شنیده بودم و واقعیت اینه که اونقدری به نظرم خوب نیومد! من ایده کلی فیلم (تلاش برای لذت بردن از زندگی در مدت کوتاه و انجام دادن کارهای خارج از عرف) رو دوست داشتم، اما داستان بعضی جاها دیگه خیلی با عقل جور در نمی اومد. این که آدم بتونه همچین بیماری رو تا مدت طولانی از شوهرش پنهان کنه یه کم غیر ممکن بود به نظر من! اما خوب، واقعا نکته فیلم بازیهای خیلی خوبش بود و یه جاهایی هم صحنه پردازی و فیلمبرداری... فکر هم می کنم که تو ونکوور فیلمبرداری شده بود ولی مطمئن نیستم. پیشنهاد می کنم که ببینید فیلم رو ولی انتظار خیلی زیادی نداشته باشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن اینجا چرا دیگه آپدیت نمیشه؟ من حالا فارسی تایپ کردنم داستان داره، بقیه چی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115942182855636371?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115942182855636371/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115942182855636371&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115942182855636371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115942182855636371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/09/my-life-without-me.html' title='My life without me'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115647315210356724</id><published>2006-08-25T12:18:00.000+10:00</published><updated>2006-08-25T19:21:28.973+10:00</updated><title type='text'>(Freaky Friday) جمعه عجیب</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/20050701-freaky.1.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/320/20050701-freaky.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده رمان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0734742/"&gt;Mary Rodgers&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده فیلمنامه: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0352320/"&gt;Heather Hach&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0914134/"&gt;Mark Waters&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000130/"&gt;Jamie Lee Curtis&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0517820/"&gt;Lindsay Lohan&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول والت دیزنی 2003&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0322330/"&gt;جمعه عجیب&lt;/a&gt;، داستان دختر نوجوانی است که با مادرش اختلاف نظر زیادی داره و همیشه با هم در حال بحث و جدل هستند و هیچکدوم نمی‌تونن دنیای دیگری رو بفهمن؛ ‌تا اینکه در یک روز جمعه عجیب و غریب، بنا به یه اتفاق جادویی بدن‌هاشون با هم عوض می‌شه و مجبور می‌شن به جای همدیگر زندگی کنن و این به هرکدوم درک بهتری از زندگی دیگری می‌ده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند که مخاطب اصلی فیلم رو باید نوجوانان به حساب آورد ولی دیگران هم فکر می‌کنم از دیدنش لذت ببرند. بازی‌ها قابل قبولند و فیلمنامه منطقی و روانه و پره از موقعیت‌ها و دیالوگ‌های خنده دار و بانمک.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من فیلم کمدی خیلی دوست دارم ولی متاسفانه بیشتر فیلم‌های کمدی آمریکایی زیاده از حد کلیشه‌ای، ‌کشدار، لوس، و غیرقابل تحمل‌اند. برای همین هم از دیدن جمعه عجیب که کاملا سرگرم‌کننده و خوش‌ساخته، خیلی ذوق کردم و بهم چسبید. دوست داشتید، امتحانش کنید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115647315210356724?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115647315210356724/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115647315210356724&amp;isPopup=true' title='34 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115647315210356724'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115647315210356724'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/freaky-friday.html' title='(Freaky Friday) جمعه عجیب'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>34</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115570159583288497</id><published>2006-08-16T14:12:00.000+10:00</published><updated>2006-08-31T16:48:41.356+10:00</updated><title type='text'>The SpongeBob SquarePants Movie</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/SpongeBob.2.jpg"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/SpongeBob.2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000318/"&gt;Stephen Hillenburg&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0384864/"&gt;Stephen Hillenburg&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;صدا:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000191/"&gt;Tom Kenny&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001215/"&gt;Clancy Brown&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0120309/"&gt;Rodger Bumpass&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0265067/"&gt;Bill Fagerbakke&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0492951/"&gt;Mr. Lawrence&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2004 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Adventure / Comedy / Animation / Family&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمیدونم تا چه حد طرفدار کارتونهای باب اسفنجی هستین. اگر که جوابتون مثبته&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0345950/"&gt; این فیلمو&lt;/a&gt; حتما باید ببینین. اگر هم که داستانهاشو دنبال نمیکردین بد نیست که فیلمشو ببینین شاید طرفدارش بشین.&lt;br /&gt;پلانکتون که همیشه به کسب و کار آقای خرچنگ حسودیش میشده و چشم ندید رونق رستورانشو داشته یه نقشة حسابی میکشه و تاج پادشاه نپتون رو میدزده. طبق نقشة پلانکتون و شواهد بجا مونده آقای خرچنگ متهم به دزدیدن تاج پادشاه نپتون میشده. ولی باب اسفنجی از جان گذشتگی بخرج میده و بهمراه پاتریک (ستارة دریایی) بخت برگشته مأمور میشه که طی یک سفر خطرناک و رعب آور تاج پادشاه نپتون رو برگردونه.&lt;br /&gt;تنوع رنگ و استفادة طنزآمیز از جانوران دریایی طبق معمول جلوة دیگه ای به این فیلم کارتونی میده. خل بازیهای این دو تا دوست بخصوص پاتریک بیننده رو واقعا به خنده میندازه و تا به انتها مجذوب خودش میکنه.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115570159583288497?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115570159583288497/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115570159583288497&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115570159583288497'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115570159583288497'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/spongebob-squarepants-movie.html' title='The SpongeBob SquarePants Movie'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115569666710874420</id><published>2006-08-16T12:49:00.000+10:00</published><updated>2006-08-31T16:50:22.046+10:00</updated><title type='text'>Just Like Heaven</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/Just_like_heaven.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/Just_like_heaven.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000318/"&gt;Mark Waters&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0041864/"&gt;Peter Tolan &lt;/a&gt;,&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1180620/"&gt; Leslie Dixon&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000191/"&gt;Reese Witherspoon&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001215/"&gt;Mark Ruffalo&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2005 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Romance / Comedy&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول بگم که اگه از فیلمهای رمانتیک و عاشقانه خوشتون نمیاد ممکنه &lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0425123/"&gt;این فیلم &lt;/a&gt;هم چنگی به دلتون نزنه. ولی میتونه ارزش یه بار دیدنو داشته باشه.&lt;br /&gt;الیزابت (Reese Witherspoon) دکتریه که اینقدر خودشو درگیر کار و زندگی کرده که بندرت وقت تفریح و سرگرمی پیدا میکنه. تا اینکه در جریان یک تصادف روحش بین این دنیا و اون دنیا سرگردان میشه.&lt;br /&gt;از اون طرف دیوید (Mark Ruffalo) که معلوم نیست چرا اینقدر پکره بعد از کلی دنبال خونه گشتن آپارتمان الیزابت رو که برای اجاره گذاشتن برای زندگی انتخاب میکنه. الیزابت که فکر میکنه زنده است از دیدن دیوید توی خونه اش عصبانی میشه و با ظاهر شدنهای وقت و بیوقتش تمام تلاششو میکنه که دیوید رو از خونه بیرون کنه. از طرف دیگه دیوید هم که قانع شده الیزابت یک روح سرگردانه سعی میکنه الیزابتو از خونه بندازه بیرون. بگو مگوهای دیوید و الیزابت سر اینکه این خونه مال کیه خنده دار و دوست داشتنیه.&lt;br /&gt;داستان فیلم ساده و روانه و با همین سادگی و طنز بیننده رو سرگرم میکنه. البته اینم بگم که انتظار اتفاقات هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی رو هم نداشته باشین چون خود فیلمسازش هم فکر نمیکنم میخواسته یک اثر هنری فراموش نشدنی بجا بذاره.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115569666710874420?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115569666710874420/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115569666710874420&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115569666710874420'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115569666710874420'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/just-like-heaven.html' title='Just Like Heaven'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115560924298901664</id><published>2006-08-15T12:29:00.000+10:00</published><updated>2006-08-15T12:47:29.903+10:00</updated><title type='text'>جوجه کوچولو (Chicken Little)</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/ChickenLittleSing.4.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/200/ChickenLittleSing.2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0227540/"&gt;Mark Dindal &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;داستان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0227540/"&gt;Mark Dindal&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0448208/"&gt;Mark Kennedy &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;صدای جوجه کوچولو: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0103785/"&gt;Zach Braff &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول دیزنی 2005&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Chicken Little جوجه کوچولویی است که سابقه بدی برای خودش ایجاد کرده به این دلیل که هر از گاهی احساس می‌کند " تکه‌ای از آسمان داره می‌افته پایین" و زنگ خطر شهر رو به صدا درمی آورد و همه‌چیز را به هم می‌ریزد، ولی درآخر هیچ مدرکی برای اثبات حرفش ندارد. اهالی شهر فکر می‌کنند که Chicken Little دچار توهم و خیالبافی کودکانه است و پدرش هم از این بابت شرمنده و خجالت‌زده است. سرانجام موقعیتی پیش می‌آید که قهرمان کوچولو درستی ادعاهای خودش را اثبات کند: موجودات فضایی واقعا در خیال حمله به زمین هستند و باید سیاره رو نجات داد. Chicken Little سیاره را نجات می‌دهد و اعتماد و احترام پدرش و اهالی شهر را جلب می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0371606/"&gt;Chicken Little&lt;/a&gt; کارتون بامزه‌ای است و مسلما حوصله آدم از دیدنش سر نمی‌رود ولی نباید انتظار دیدن یک شاهکار انیمیشنی رو داشته باشید. با اینکه ایده‌های بانمک زیادی خرجش کرده‌اند اما داستان کلی فیلم منسجم و قابل باور نیست. انگار نویسنده داستان خودش هم داستانی را که می‌گفته باور نداشته و همین هم به بیننده منتقل می‌شه و این حس به آدم دست می‌ده که داره یه سری تکه‌های کارتونی کوتاه خنده‌دار نگاه می‌کنه، ‌نه یک فیلم بلند.&lt;br /&gt;ضمنا فیلم در هدف‌گیری مخاطبان اصلی‌اش هم دچار مشکله. برعکس کارتون‌های کلاسیک دیزنی که هم بچه‌ها و هم بزرگ‌ها از دیدنشون لذت می‌برند، این کارتون نه درست و حسابی بچه‌ها را مخاطب قرار می‌دهد نه بزرگسالان را. خیلی از شوخی‌هایی که می‌بینیم مسلما از نظر بچه‌ها قابل درک و خنده‌دار نیست، ‌از طرفی قسمت‌هایی که به حمله موجودات فضایی مربوط می‌شود برای بزرگترها لوس و غیرجذاب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه اگر در زمره کارتون‌دوستان هستید، این فیلم رو هم ببینید، ولی به دیده اغماض. وگرنه ممکن است از دیزنی ناامید شوید. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115560924298901664?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115560924298901664/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115560924298901664&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115560924298901664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115560924298901664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/chicken-little.html' title='جوجه کوچولو (Chicken Little)'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115554783297314070</id><published>2006-08-14T19:19:00.000+10:00</published><updated>2006-08-14T20:32:04.116+10:00</updated><title type='text'>بدون عشق همه نعش کشن</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  ‫نمی دونم اجازه دارم یا نه ولی به هر حال من می خوام یه سنت شکنی کنم و راجع به یک فیلم ایرانی کمتر دیده شده‬ بنویسم. فیلمی که دوستش دارم و مجبورم کرد که حتماً ‫ برای پیشنهاد دادنش بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/1600/Fariba-kamran.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 132px; height: 159px;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/320/Fariba-kamran.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;‬&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:130%;" &gt;از کنار هم می گذریم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده و کارگردان: ایرج کریمی&lt;br /&gt;مدیر فیلمبرداری: کاظم شهبازی&lt;br /&gt;موسیقی متن: پیمان یزدانیان&lt;br /&gt;بازیگران: فریبا کامران، مهران رجبی، شاهرخ فروتنیان، نازنین فراهانی&lt;br /&gt;سال ساخت: ۱۳۷۹ ‬&lt;table id="AutoNumber34" style="border-collapse: collapse; width: 333px; height: 1px;" border="0" bordercolor="#a6b9dc" cellpadding="0" cellspacing="0"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;        &lt;/tr&gt; &lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;‬&lt;br /&gt;‫با امروز سه روز از دیدن فیلم می گذرد. در تمام این مدت هر وقت که سوار ماشین یا پیاده از کنار یک ماشین دیگر یا‬ ‫یک عابر می گذرم با خودم فکر می کنم: «الان از کنار چه کسی گذشتم؟ حالش چطور بود؟ به چه چیز فکر می کرد؟ و‬ از همه مهمتر اینکه کی و کجا قصه ی ما می تونه با هم یکی بشه؟ توی ماشین بغلی اون خانمه چرا پکره؟ شاید شوهرش‬ ‫بهش خیانت کرده یا اصلاً شوهرش مرده؟! نکنه بچه ش مریضه؟ کمکی از دست من بر می آد؟ اون پسره چطور؟ شاید با‬ ‫عشقش به هم زده؟ اون رانندهه چه حالی می کنه. از کارش راضیه؟ خسته نمی شه باید یه بند چشش به جاده باشه؟»‬ وقتی این همه سوال جالب بی جواب به ذهنم می آید با خودم می گویم: این همه آدم، این همه جاده، این همه قصه که می توانند بخشی از قصه زندگی من باشند بی آنکه بدانند و یا من نقشی در نمایش آنها بازی کنم، بی آنکه‬ بدانم. چقدر زیبا و گیج کننده. این جوری همه برای هم مهم خواهیم بود و این همان نکته ایست که 'از کنار هم‬ می گذریم' به دنبال بیان آن است.‬&lt;br /&gt;‫فیلم تصویریست از یک مقطع مشترک از زمان و مکان که می توانست هر وقت دیگری و یا هر جای دیگری باشد. داستان‬ ‫یک سری آدم بی ربط که هر کدام سر در کار خویش، در جاده ای، بخشی هر چند کوتاه از زندگی را با هم همداستان می شوند. پدری‬ ‫با پسر بیمارش که دکترهای تهران هم جوابش کرده اند به شهر خود برمیگردد. زنی برای یافتن چرای خیانت همسرش ‬‫با معشوق او به سفر می رود. مردی که از زنش جدا شده و پسرهایش را به شمال می برد و راننده ای که در بچگی از‬ ‫امام رضا خواسته که راننده نعش کش شود. او حالا یک راننده نعش کش است و از زندگی لذت می برد.&lt;br /&gt;تابلویی از‬ ‫موقعیت های متضاد و گیج کننده و به نظر من زیبا که در هر نمای بازی از زندگی قابل ترسیمند. از کنار هم می‬ گذریم قصه تقابل ماست با تضاد عمیق زندگی، چیزی شبیه به این شاید‬&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;                                                                                                                                       ‫کلاغی در ذهن من است‬&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;  پاره سنگی در دستم‬&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;                                                                                               ‫از خودم می ترسم‬&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115554783297314070?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115554783297314070/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115554783297314070&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115554783297314070'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115554783297314070'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/blog-post_14.html' title='بدون عشق همه نعش کشن'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115467808223024991</id><published>2006-08-04T17:39:00.000+10:00</published><updated>2006-08-04T18:30:05.676+10:00</updated><title type='text'>Play it to the bone</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/antonio_banderas1.2.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/antonio_banderas1.1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;Play it to the Bone&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده و کارگردان : ران شلتون&lt;br /&gt;بازیگران : وودی هارلسون ، آنتونیو باندراس ، لولیتا داویدوویچ&lt;br /&gt;محصول آمریکا (1999)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو بوکسور که هرکدام در اوج افتخار ، بدنبال آخرین شکستشان ، سالهاست که از صحنه مسابقات قهرمانی کنار گذاشته شده اند ، برای یک مسابقه بزرگ به افتخار مایک تایسون ، خیلی سریع به لاس وگاس فراخوانده می شوند. این دو که در این مدت دوستان بسیار صمیمی برای هم شده اند ، پیروزی در این مسابقه را یک شانس دوباره برای بازگشت به دنیای بوکس و احیای افتخارات گذشته ، و مهمتر از همه ، بدست آوردن مجدد دل دوست دختر از دست رفتشان میبینند.&lt;br /&gt;گریس ( &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000357/"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:85%;"&gt;Lolita Davidovich&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;) دوست دختر فعلی سزار (&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000104/"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:85%;"&gt;Antonio Banderas&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;) و سابق وینس (&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000437/"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:85%;"&gt;Woody Harrelson&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;) این دو را با اتوموبیل خود به وگاس می برد.در واقع فیلم بیشتر در اتوموبیل گریس و با دیالوگهای بسیارجالب این سه نفر می گذرد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شخصیت پردازی فیلم بسیار جالب است. بازی وودی هارلسون - مثل همیشه - گیرا و پر قدرت است ( بوکسوری که شدیدا به مسیح ایمان دارد و گاه و بیگاه او را می بیند) ولی باندراس و داویدوویچ در سایه بازی او قرار نگرفته اند و هرکدام نقش خود را به خوبی ایفا می کنند. داویدوویچ نقشی بسیار خاص و جالب دارد. دختری با آرزوهای خود که هر دو بوکسور را دوست داشته و به نوعی در زندگی هردو نقش حامی و -شاید تنها- انگیزه را دارد. صحنه مبارزه دو دوست نیز جالب و نفس گیر است. هر دو همدیگر را خیلی خوب می شناسند و از نقطه ضعف و قوت دیگری آگاهی دارند و دوستیشان به هیچ وجه مانع از آن نیست که همدیگر را تا سرحد مرگ نزنند ( نام فیلم هم گویای همین مطلب است)&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;No one hits as hard as your best friend&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115467808223024991?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115467808223024991/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115467808223024991&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115467808223024991'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115467808223024991'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/08/play-it-to-bone.html' title='Play it to the bone'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115424576167125952</id><published>2006-07-30T17:48:00.000+10:00</published><updated>2006-07-30T17:56:41.396+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ملودرام'/><title type='text'>Paradise Now</title><content type='html'>&lt;p dir=rtl align=right&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0445620/" target="_blank"&gt;بهشت، اکنون (Paradise Now)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: هانی ابواسد (Hany Abu-Assad)، فیلمنامه : هانی ابواسد، برو بیر (Bero Beyer)، و پیر هاجسون (Pierre Hodgson)، بازیگران: کایس ناشف (Kais Nashef)، علی سلیمان (Ali Suliman)، لوبنا آزابال (Lubna Azabal). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/PN_onesheet.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/320/PN_onesheet.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;راستش رو بخواین من نمی دونم که آیا ترجمه ام از اسم فیلم درسته یا نه. ممکنه بشه ترجمه اش کرد: اکنون بهشت، نمی دونم. به هر حال، من این فیلم رو هفته پیش دیدم و هنوز تو فکرم راجع بهش. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم  در مورد عملیات انتحاری فلسطینی ها علیه اسرائیل ِ. سعید (Said) و خالد – که از بچگی با هم دوست بودن – در نابلاس در کرانه غربی زندگی می کنند و از طرف یک گروه تندرو مامور میشن که یک بمب گذاری انتحاری رو در تل آویو انجام بدن. وقتی به مرز می رسن تحت شرایطی از هم جدا می شن، عملیات به تعویق می افته و هر کدوم از این دو نفر فرصت می کنن که انگیزه هاشون رو دوباره بررسی کنن. سوها دختر یک شهید ِ و خارج از فلسطین تحصیل کرده. اون که از طرفی به سعید هم علاقه داره، دلایل خودش رو برای مخالفت با این عملیات داره. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من فیلم خوب تونسته  به چرخه باطل تنفر بین فلسطین و اسرائیل اشاره کنه. این که به قول سعید :" تحت اشغال، ما همین حالا هم مرده ایم" (“Under occupation, we’re already dead”) احتمالا طرز تفکر خیلی از گروههای مبارز تندروی درون فلسطین رو نشون می ده. نکته جالب این فیلم تغییر طرز تفکر دو قهرمان اصلی از ابتدا تا انتها است و اینکه چطور تجربیات شخصی هر کدومشون تو این مساله نقش داره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم نسبتا خوش ساخته، ولی نکته قوت اصلی بیشتر داستان هست به نظر من. بازیها نه خیلی حرفه ای بود و نه خیلی آماتور. زمان فیلم هم به نظر من خیلی معقول بود و بیش از اندازه کش دار نبود. با توجه به درگیریهای اخیر در فلسطین و لبنان، دیدن این فیلم رو کاملا پیشنهاد می کنم چون یه مقدار ملموس تر می کنه قضیه رو. در ضمن این فیلم اولین فیلم فلسطینی هست که نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی شده و همینطور برنده گلدن گلوب امسال (2006) هم بوده.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115424576167125952?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115424576167125952/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115424576167125952&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115424576167125952'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115424576167125952'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/paradise-now.html' title='Paradise Now'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115405104666528987</id><published>2006-07-28T11:43:00.000+10:00</published><updated>2006-08-31T16:54:08.476+10:00</updated><title type='text'>White Chicks</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/White_Chicks.0.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/White_Chicks.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005540/"&gt;Keenen Ivory Wayans&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005540/"&gt;Keenen Ivory Wayans&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0915465/"&gt;Shawn Wayans&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0915465/"&gt;Shawn Wayans&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005541/"&gt;Marlon Wayans&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2004 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;Comedy / Crime&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0381707/"&gt;این فیلم&lt;/a&gt; از اون فیلمهایی که شدیدا مورد انتقاد سینماگران قرار گرقته. تا این حد که در زمان خودش کاندیدای پنج تمشک طلایی شده بوده. ظاهرا فیلم کلی ایرادهای اساسی داره که من چون خیلی مته به خشخاش نمیذارم هیچ کدومو نفهمیدم. با تمام این اوصاف این فیلم یک فیلم بسیار سرگرم کننده ایه و از این نظر هم بسیار موفق بوده. بنظرم تا الان خنده دار تر از این فیلم فیلمی ندیدم.&lt;br /&gt;اگه روز سخت یا دلگیری داشتین که با صد من عسل هم قابل خوردن نبودین و در ضمن از فیلمهای کمدی هم بدتون نمی اومد حتما این فیلمو ببینین. نتیجه اش اینه که خلقتون قشنگ باز میشه.&lt;br /&gt;موضوع فیلم قطعا موضوع جدیدی نیست ولی بازی Shawn Wayans و Marlon Wayans در کنار صحنه های خنده داره که جلوة دیگه ای به فیلم میده.&lt;br /&gt;داستان راجع به دو مأمور مرد سیاهپوست FBIِ ِ که در یکی از مأموریتهاشون یک اشتباه بزرگ میکنن و یه جورایی ازشون سلب اعتماد میشه. مأموریت بعدیشون حفاظت از دو خواهر پولداره لوس و از خود راضیه که ظاهرا قراره ربوده بشن. بعد بعلت وقایعی که اتفاق می افته این دو مأمور مجبور میشن خودشونو به شکل این دو خواهر در بیارن. اسم فیلم هم از همین جا گرفته شده.&lt;br /&gt;با وجود تکراری بودن موضوع فیلم، دیالوگها و صحنه های خنده دار فیلم در نوع خودشون بی نظیرن.&lt;br /&gt;طبق معمول پیشنهاد میکنم اگه این فیلمو ندیدین تا فیلم خنده دارتر نیومده ببینیدش.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115405104666528987?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115405104666528987/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115405104666528987&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115405104666528987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115405104666528987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/white-chicks.html' title='White Chicks'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115398612399585529</id><published>2006-07-27T17:38:00.000+10:00</published><updated>2006-08-31T16:55:26.380+10:00</updated><title type='text'>Mulholland Dr.</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/MulhollandDrive.0.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/MulhollandDrive.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000186/"&gt;David Lynch&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000186/"&gt;David Lynch&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0915208/"&gt;Naomi Watts&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005009/"&gt;Laura Harring&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0857620/"&gt;Justin Theroux&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0587900/"&gt;Ann Miller&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول:&lt;br /&gt;2001 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;ِDrama / Mystery / Thriller&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنطرم &lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0166924/"&gt;این فیلم&lt;/a&gt; از اون فیلمهایی که یا خیلی خوشتون میاد یا بدتون میاد. مثلا من خیلی خوشم اومد.&lt;br /&gt;کلی فکر کردم راجع به این فیلم پیچیده چی بنویسم که قوۀ خلاقیت بیننده ای رو که هنوز این فیلمو ندیده ضایع نکنم.&lt;br /&gt;این فیلم دو شخصیت از یک طرف بارز و از طرف دیگه مبهم داره. شخصیت اول خانمی است به نام ریتا (Laura Elena Herring) که بخاطر یک تصادف و سوء قصد جانی که در ابتدای فیلم بهش میشه حافظشو از دست میده. شخصیت دوم یک هنرپیشة زن جوان شیکپوش و برازنده ایه به نام بتی (Naomi Watts) که برای مصاحبة کاری به هالیوود اومده. در جریان فیلم این دو نفر با هم آشنا میشن و یه جورایی بهم گره میخورن.&lt;br /&gt;فیلم بیننده رو در جریان یک سری توهمات روانی، رویا و واقعیت قرار میده. این توهمات با پیدا شدن یک جعبة آبی مرموز وبعد از اون کلوپ شبانۀ سکوت (Silencio Club) شروع و هیجان انگیزتر میشه.&lt;br /&gt;بهمون دلیلی که اول گفتم فراتر از این چند خط نمیخوام برم.&lt;br /&gt;بعد از اینکه این فیلمو دیدین و احساس کردین یه فیلم توپ دیدن که یه جاهاییش خیلی گنگ بوده و هیچی نفهمیدین یا اینکه شدیدا نیاز داشتین با یه نفرراجع بهش صحبت کنین توصیه میکنم حتما &lt;a href="http://www.themodernword.com/mulholland_drive.html"&gt;این لینکو&lt;/a&gt; یه مروری بکنین.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115398612399585529?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115398612399585529/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115398612399585529&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115398612399585529'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115398612399585529'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/mulholland-dr.html' title='Mulholland Dr.'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115397239139928115</id><published>2006-07-27T13:50:00.000+10:00</published><updated>2006-08-31T16:56:36.600+10:00</updated><title type='text'>Big Fish</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/Big_Fish_movie.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/Big_Fish_movie.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000318/"&gt;Tim Burton&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0041864/"&gt;John August&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1180620/"&gt;Daniele Wallace&lt;/a&gt; novel&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000191/"&gt;Ewan McGregor&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001215/"&gt;Albert Finney&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001082/"&gt;Billy Crudup&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001448/"&gt;Jessica Lange&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000307/"&gt;Helena Bonham Carter&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0517844/"&gt;Alison Lohman&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0347039/"&gt;Robert Guillaume&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول: 2003 امریکا&lt;br /&gt;ژانر:&lt;br /&gt;ِDrama / Fantasy / Comedy / Adventure&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0319061/"&gt;این فیلم&lt;/a&gt; به نظر من قشنگترین فیلم تیم برتونه که به طرز عجیبی دست روی احساسات آدم میذاره.&lt;br /&gt;داستان فیلم راجع به مردیه به نام ادوارد بلوم ((پیری)Albert Finney ،(جوانی)Ewan McGregor) که به هیجان انگیز بودن داستانهایی که تعریف میکنه معروفه. در واقع از دید خود ادوارد داستانهایی که تعریف میکنه وقایعی هستن که در زندگیش اتفاق افتادن. توی داستانهای ادوارد از جادوگر گرفته تا غول و گرگ و ...همه پیدا میشن. ادوارد پسری داره به اسم ویل (Billy Crudup) که این خصوصیت بقول خودمون خالیبندی پدرش بد جوری اعصابشو میریزه بهم علی الخصوص توی جمع. رابطة این پدر و پسر در زمان کودکی ویل یک رابطة ایده آل پدر و فرزندی بوده ولی مشکل اون زمانی بوجود اومده که ویل احساس کرده حرفها و ماجراهایی که پدرش براش تعریف کرده همه داستانهایی تخیلی بیش نبودن. این احساس هم وقتی درون ویل رشد کرده که دوستاش اونرو بخاطرغیر واقعی بودن هر آنچه که از قول پدرش تعریف کرده مسخره کردن. از همون زمان بوده که فاصلة ویل از پدرش روز بروز بیشتر و بیشتر شده. با تمام این تفاسیر ادوارد از دید اطرافیانش یک شخصیت ستودنی و بقول معروف مجلس گرم کنی داره.&lt;br /&gt;زمان فیلم زمانیه که ویل ازدواج کرده و همسرش بارداره و ویل به این دلیل که پدرش ادوارد در بستر بیماریه و اوضاعش وخیمه به خواست مادرش از جایی که زندگی میکنه همراه همسرش به عیادت پدرش ادوارد اومده. شکایتی که ویل از پدرش داره اینه که هیچ وقت نتونسته پدرشو بطور واقعی بشناسه. ادامة فیلم مرور این داستانها و خاطراته که چگونگی تغییر مجدد رابطة این خانوادة کوچک رو نشون میده.&lt;br /&gt;این فیلم یه فیلم بسیار خوش ساخته و اگه تا حالا ندیدینش توصیه میکنم که حتما" ببینیدش. بعد از اینکه این فیلم رو دیدین بیشتر به دوستان خالیبندتون احترام خواهید گذاشت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115397239139928115?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115397239139928115/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115397239139928115&amp;isPopup=true' title='6 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115397239139928115'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115397239139928115'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/big-fish.html' title='Big Fish'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115390547755713195</id><published>2006-07-26T19:15:00.000+10:00</published><updated>2006-09-29T13:21:08.516+10:00</updated><title type='text'>Memento</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/memento.5.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/320/memento.5.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1957/2789/1600/memento.2.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کارگردان:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0634240/"&gt;Christopher Nolan&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001602/"&gt;Guy Pearce&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005251/"&gt;Carrie-Anne Moss&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0001592/"&gt;Joe Pantoliano&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0095478/"&gt;Mark Boone Junior&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول:&lt;br /&gt;2000 آمریکا&lt;br /&gt;ژانر: Thriller/Mystery/Drama/Crime&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0209144/"&gt;این فیلم&lt;/a&gt; از اون دسته فیلمهایی که مغز آدمو شدیدا به کار میگیره. به همین دلیل توصیه میکنم موقع دیدن فیلم از هر کاری غیر از دیدن فیلم خودداری کنین. فیلم شامل یک سری فلش بک ِ که هردفعه به ابتدای فلش بکِ قبلی ختم میشه. خیلی نمیخوام وارد جزئیات چگونگی فلش بک ها بشم که لوسش نکنم. داستان راجع به مردیه به نام لنارد (گای پیرس) که ذهنش قابلیت حافظة بلند مدتشو از دست داده. طبق گفته های لنارد مغزش در جریان قتل همسرش آسیب دیده و داره دنبال قاتل همسرش میگرده. در واقع لنارد تمام اتفاقاتی رو که قبل از این جریان افتاده بخاطر داره. لنارد برای اینکه رشتة کارهاش در جریان پیدا کردن قاتل همسرش از دستش در نره و وقایع و آدمهایی رو که باهاشون سر و کار داره فراموش نکنه یک دوربین پلاروید داره که از آدمها و مکانها عکس میگیره و زیرشون یادداشتهای مربوط رو مینویسه. علاوه بر اینها یه سری یادداشتهای روزمره هم داره و کلا" موارد مهمتری رو که حاضر نیست به هیچ قیمتی فراموش کنه روی تنش خالکوبی میکنه. ختم کلام این فیلم در واقع جمله ایه روی قاب فیلم با مضمون «بعضی خاطرات بهتره که به دست فراموشی سپرده بشن».&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115390547755713195?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115390547755713195/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115390547755713195&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115390547755713195'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115390547755713195'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/memento.html' title='Memento'/><author><name>Maryam</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00123291341824938017</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115363185953387324</id><published>2006-07-23T15:16:00.000+10:00</published><updated>2006-07-23T15:17:39.546+10:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://movies.yahoo.com/movie/1808716053/info"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;Cache - Hidden&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4762/76/1600/chache.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4762/76/320/chache.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;(قبل از هر چيز بايد به دوستان موجود درتهران پيشنهاد كنم كه تا فرصت از كف نرفته براي ديدن فيلم به سالن &lt;span style="color:#000000;"&gt;فرهنگسراي ارسباران بشتابيد&lt;/span&gt;. كيفيت نمايش و سالن كاملا عالي بود.)&lt;br /&gt;در بهبوهه‌ي بمباران شدن با فيلم‌هاي هاليوودي، جايي كه براي خنديدن و گريه كردن و بوسيدن آدما الگوهاي ثابت دارن، ديدن يه فيلم اروپايي خيلي نوازشگره...&lt;br /&gt;چيزي كه بيشتر از هرچيز توجه و علاقه‌ي منو به خودش جلب كرد، بازي‌هاي بسيار بسيار طبيعي و نزديك به واقعيت فيلم بود: آدما انسان بودن و عكس‌العمل‌هاشون رو براشون قالب‌ريزي نكرده بودن. ديالوگ‌هاي هم‌زمان و توي حرف هم پريدن‌هايي كه توي زندگي معمول مي‌شناسيم، بيشتر فيلم پنهان رو قابل لمس كرده بود.&lt;br /&gt;داستان فيلم دست مي‌ذاره روي يه واقعيت غيرقابل انكار: بدبيني به اعراب و سياه‌پوستان در اروپا، خشونت و اجحاف بهشون و در نتيجه، خشن شدن و عقده‌اي شدن اونا و نشون دادن رفتارهاي تهديد‌آميز و دوباره تكرار اين لوپ مثبت... چيزي كه مي‌تونست جلوي اين همه پيش‌داوري و برخورد نادرست رو بگيره، الان ديگه فايده نداره. &lt;a href="http://movies.yahoo.com/shop?d=hc&amp;id=1809444841&amp;amp;cf=gen"&gt;پسر مجيد&lt;/a&gt; در آخر فيلم به &lt;a href="http://movies.yahoo.com/shop?d=hc&amp;id=1800022885&amp;amp;cf=gen"&gt;دانيل اوتوي&lt;/a&gt; مي‌گه چه جوري بهتون بفهمونم كه من كاري به كار شما ندارم؟ اما اين جمله رو نه دانيل اوتوي باور مي‌كنه، كه در بچگيش &lt;a href="http://movies.yahoo.com/shop?d=hc&amp;id=1804670275&amp;amp;cf=gen"&gt;مجيد &lt;/a&gt;رو تحريك كرده بوده به كشتن يك خروس و بعد به وحشت افتاده از ديدن اين قابليت در مجيد، نه ما، كه استيصال و بي‌چاره بودن مجيد رو خودكشي شوكه‌آورشو ديده‌ايم.&lt;br /&gt;گره داستان و احساس ناخوب بعد از فيلم هم ادامه پيدا مي‌كنه. چون چيزي حل نشده. واقعيت لخت و پيچيده هنوز هم توي دنيا هست...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازي &lt;a href="http://movies.yahoo.com/shop?d=hc&amp;id=1800019844&amp;amp;cf=gen"&gt;جوليت بينوش&lt;/a&gt; بد نبود. يا جوليت بينوش خيلي حرفه‌ايه كه من تشخيص ندادم براي بازي كردن داره تلاش خاصي مي‌كنه يا اين كه نقشش نقشي نبود كه بازي خارق العاده‌اي بطلبه!!&lt;br /&gt;فيلم‌برداري و تدوين هم به نظر من خيلي خوب بود. حركت از روي فيلم به تصاوير ضبط شده‌ي مجيد و پسرش و برعكس به‌جا و ماهرانه بود.&lt;br /&gt;اگه فيلم رو ديدين لطفا به من بگين كه شما هم با اون مهموني شام و گفتگوهاي سرميز حال كردين يا نه... اون فضا فضاييه كه من تشنه‌ي ديدنشم: واقعيت و زندگي واقعي بدون سانسور و بدون زوايد. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115363185953387324?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115363185953387324/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115363185953387324&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115363185953387324'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115363185953387324'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/cache-hidden.html' title=''/><author><name>Laleh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00667796391468448916</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115358004502020521</id><published>2006-07-23T00:45:00.000+10:00</published><updated>2006-07-23T07:07:06.903+10:00</updated><title type='text'>memoirs of a geisha</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/memoirsofageisha_teaser.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/memoirsofageisha_teaser.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://paradiselost.blogfa.com/post-34.aspx"&gt;memoirs of a geisha&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کارگردان : راب مارشال&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نویسنده: رابین سویکورد ( بر اساس کتاب آرتور گولدن )&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بازیگران : زی ژانگ ، کن واتانابه کوجی یاکوشو&lt;/p&gt;&lt;p&gt;محصول : 2005 آمریکا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خاطرات یک گیشا ، فیلم زیباییست...داستان زندگی یک دختربچه که با خواهرش فروخته می شوند تا یک " گیشا" تربیت شوند...گیشا یک فاحشه نیست. بلکه با رقصیدن ، اجرای نمایش ، درواقع فروشنده زیبایی و هنر زنانه خود است :&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Remember, Chiyo, geisha are not courtesans. And we are not wives. We sell our skills, not our bodies. We create another secret world, a place only of beauty. The very word "geisha" means artist and to be a geisha is to be judged as a moving work of art.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;و فیلم زندگی گیشایی را نشان میدهد که از کودکی عاشق مردی میشود تا زندگیش دیگر بی محتوا نباشد..بلکه با نقش داشتن در زندگی دیگری ، معنی بگیرد..مردی که محبتی کوچک به او کرده بود..وقتی کودکی درمانده و گریان بود ، برای او بستنی خرید و در مقابل از او خواست تنها برایش لبخند بزند..:&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="qt0202185"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: It is too pretty a day to be so unhappy. Did you fall down? Why so shy? Nothing to be ashamed of, we all stumble from time to time. Do you see that enchanting lady in green? Once when she was just a myiko, she fell clean off her wooden shoes. [laughs]&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1285485/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Geisha in Green&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: [laughs] It's true I did.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: And now look at her, so elegant... &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1285485/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Geisha in Green&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: Mr. Chairman, shouldn't we hurry? We will miss the beginning. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: We see the spring dances every year, we can spare a moment. What's your name? Don't be afraid to look at me. Do you like sweet plum or cherry? &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1797214/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chiyo&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: You mean...to eat? &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: I like sweet plum myself. Come. None of us find as much kindness in this life, as we should. My children wait for these every spring. [hands her the ice and spoon.] &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1797214/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chiyo&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: [looks at geisha by the tree, smears some of the cherry ice on her lips.] Now I'm a geisha too. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: [laughs] And so you are. How did you come by such surprising eyes? &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1797214/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chiyo&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: My mother gave them to me. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: Generous of her, wasn't it? &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm1797214/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chiyo&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: As you have been to me.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: Smile for me, won't you? [Chiyo smiles for him.] &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: There now, that is your gift to me. [hands Chiyo his handkerchief with the change inside.]&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: This will buy your supper. Now promise me one thing, next time you take a tumble...no frowns. [Chiyo nods] &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0913822/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;Chairman&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;: That's better. [leaves with geisha]&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;یکی از ساده ترین و زیبا ترین دیالوگهای فیلم ...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;او صورتش را رنگ می کند که آنرا پنهان کند...اما زندگی یک گیشا برای احساسات نیست،برای دوست داشتن هم نیست.گیشا هنرمند دنیای شناور است.می رقصد..میخواند...تورا سرگرم میکند..هرچه بخواهی..باقی سایه است..باقی رمز و راز است...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;She paints her face to hide her face. Her eyes are deep water. It is not for Geisha to want. It is not for geisha to feel. Geisha is an artist of the floating world. She dances, she sings. She entertains you, whatever you want. The rest is shadows, the rest is secret. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;و در این میان مرد مورد علاقه او نیز اشتباهی بزرگ میکند...: &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;"&gt;What could I do? I owe Nobu my life. And so when I saw that he had a chance at happiness with you, I stood silent, but...But I cannot any longer. I hope...it is not too late. Don't be afraid to look at me, Chiyo&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115358004502020521?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115358004502020521/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115358004502020521&amp;isPopup=true' title='6 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115358004502020521'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115358004502020521'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/memoirs-of-geisha.html' title='memoirs of a geisha'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115311588433967302</id><published>2006-07-17T15:48:00.000+10:00</published><updated>2006-07-17T15:58:04.350+10:00</updated><title type='text'>SOLARIS</title><content type='html'>نام فيلم: &lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.solaristhemovie.com/"&gt;SOLARIS&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;كارگردان: Steven Soderbergh &lt;br /&gt;بازيگران: George Clooney, Natascha McElhone, Viola Davis, Jeremy Davies, Ulrich Tukur  &lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4762/76/1600/solaris.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4762/76/320/solaris.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;در زمان‌هايي كه كرم كتاب‌هاي علمي-تخيلي داشتم، سولاريس رو خونده بودم. سولاريس با بقيه‌ي كتاباي اون ژانر خيلي خيلي متفاوت بود. يه جورايي بيشتر فلسفي مي‌زد و خيلي خيلي بيشتر انساني بود. توي ذهنم سولاريس به عنوان يه اثر تاثيرگذار و متفاوت مونده بود. ديشب اين كانال‌هاي اخلاق‌گراي عربي سولاريس رو گذاشته بودن. از اين كه كلي از فيلم قيچي شده بود كه بگذريم، فيلم خيلي زيبا بود اما به شرطي كه اصل كتاب رو نخونده باشين!!&lt;br /&gt;جورج كلوني عالي بازي مي‌كرد و صحنه‌پردازي‌هاي عالي بود. فيلم واقعا جذاب و خوش‌ساخت بود. اما اون سولاريسي نبود كه توي &lt;a href="http://www.amazon.com/gp/product/0156027607/qid=1152944802/sr=2-1/ref=pd_bbs_b_2_1/103-6358520-8683015?s=books&amp;v=glance&amp;n=283155"&gt;كتاب &lt;/a&gt;مي‌شد تجربه‌اش كرد... اون نتيجه‌گيري‌هاي آخر كتاب از يك خالق نااميد (اقيانوس سياره‌ي سولاريس) كه چنگ مي‌ندازه به دردناك‌ترين خاطرات هر فرد و اون خاطرات رو براي آدما زنده مي‌كنه. خالقي كه جز خلق كاري ازش برنمي‌آد. بدون هيچ منظور و نتيجه‌اي...&lt;br /&gt;و اين وسط شكنجه‌ي وحشتناك آدما از ديدن چيزايي كه با هر بار بيدار شدن مي‌بينن و زيباتر از اون: شكنجه‌ي روياهاي مجسم‌شده‌ي آدما از فهميدن اين كه انسان نيستن و صرفا خاطره‌هايي هستن كه نمي‌دونن چه جوري و از كجا آمده‌ان.&lt;br /&gt;فيلم بيشتر به احساسات كريس (جورج كلوني) و همسرش مي‌‌پردازه- و چقدر اونا رو قشنگ تصوير مي‌كنه!- و كتاب بيشتر به كل ايده مي‌پردازه و كمتر با درونيات آدما كار داره. &lt;br /&gt;دوباره مشتاق شدم كه كتاب رو بخونم و دوباره فيلم رو ببينم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حاشيه: اين فيلم ساخته‌ي آمريكا و محصول سال 2002 است. &lt;a href="http://movies.yahoo.com/movie/1800161619/details"&gt;نسخه‌ي قديمي‌تر&lt;/a&gt; اين فيلم (1976) در دو ساعت و چهل و هفت دقيقه (!!) محصول روسيه‌ است كه به نقل شاهدان عيني به متن اصلي كتاب وفادارتره.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115311588433967302?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115311588433967302/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115311588433967302&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115311588433967302'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115311588433967302'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/solaris.html' title='SOLARIS'/><author><name>Laleh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00667796391468448916</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115274740443272706</id><published>2006-07-13T09:21:00.000+10:00</published><updated>2006-07-13T11:54:36.146+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تخیلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کمدی'/><title type='text'>Pirates of the Caribbean: Dead man's chest</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0383574/" target="_blank"&gt;دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده&lt;/a&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کارگردان: گر وربینسکی (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Gore Verbinski&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)، فیلمنامه: تد الیوت (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Ted Elliott&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)، تری روسیو (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Terry Rossio&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)، بازیگران: جانی دپ (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Johnny Depp&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)، اورلاندو بلوم (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Orlando Bloom&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;کیرا نایتلی (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;Kierra Knightley&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/potc2_jack_800x600.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/400/potc2_jack_800x600.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این فیلم ادامه ماجراهای کاپیتان جک اسپرو (جانی دپ)، ویل ترنر (اورلاندو بلوم)، و الیزابت سوان (کیرا نایتلی) از فیلم &lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0325980/" target="_blank"&gt;دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه&lt;/a&gt; است. با توجه به سر و صدایی که این فیلم ایجاد کرده و فروش خیلی بالای اون در اولین شنبه و یکشنبه بعد از اکران، انتظار داشتم که یک اثر خارق العاده ببینم... ولی با وجود اینکه خیلی از فیلم خوشم اومد، به نظر من یه کم "هیاهوی بسیار..." بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با در نظر گرفتن اینکه فیلم مال کمپانی والت دیزنی است، می تونین حدس بزنین که چه تیپ فیلمی رو باید انتظار داشته باشید. قهرمانان ما (هر کدوم با انگیزه جداگانه ای) این بار در تلاش هستن که جک رو از یک طلسم دیگه (در واقع یک قرارداد دیگه که جونش رو تهدید می کنه) نجات بدن... اما طرف قرارداد اینبار مردی ست که گفته می شه "خود دریا است" و به این راحتی شکست نمی خوره. تنها راه حل پیدا کردن صندوقچه ایست که حاوی قلب هنوز تپنده حریفشون هست. جک طبق معمول سعی می کنه که با دوز و کلک از مخمصه نجات پیدا کنه، ولی بنا به دلایل پیش بینی نشده مجبور می شه که سهمی در ماجرا داشته باشه... نمی خوام که داستان فیلم رو خیلی بگم چون تازه اکران شده و ممکنه که بخواین ببینیدش ولی خوب بدونید که تو مایه همون قصه های جن و پری خودمونه دیگه! برای من که عاشق ژانر فانتزی هستم و جادو و جمبل یکی از جالبترین تم های داستانی برامه، ماجرای فیلم کاملا جذاب بود. اما ممکنه به نظر خیلی ها بچه گانه بیاد داستان. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;فیلم خیلی خوش ساخته... با طراحی صحنه و گریم عالی... جلوه های ویژه طبیعتا قسمت عمده ماجرا رو تشکیل میدن و وا قعا هم خوب از آب در اومدن. بازی جانی دپ و کیرا نایتلی خیلی قابل باورتر از اورلاندو بلوم است - بخصوص جانی دپ که مطمئنا قسمت عمده موفقیت فیلم هم به خاطر وجود اونه. مشکل اصلی فیلم مدت زمان خیلی طولانی اش هست و بعضی جاها به نظر می آد که سکانس ها به فیلم تحمیل شده اند. &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;در کل اگر که قسمت اول رو دیدید و دوست داشتید، این رو هم حتما دوست خواهید داشت و گرنه کاملا ممکنه که توی ذوقتن بخوره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;راستی این هم بگم که بعضی صحنه ها یه کم زیادی خشن و وحشتناک هستن و اگه بچه دور و برتون هست حواستون باشه که شب ممکنه کابوس ببینن!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115274740443272706?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115274740443272706/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115274740443272706&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115274740443272706'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115274740443272706'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/07/pirates-of-caribbean-dead-mans-chest.html' title='Pirates of the Caribbean: Dead man&apos;s chest'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115112338302571843</id><published>2006-06-24T14:13:00.000+10:00</published><updated>2006-06-24T14:33:12.883+10:00</updated><title type='text'>مرگ و پايان کبوتر</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/1600/inside%20sea.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/320/inside%20sea.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt; دريای درون (The Inside Sea)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: آلخاندرو آمنبار&lt;br /&gt;نويسندگان: آلخاندرو آمنبار و متیو گيل&lt;br /&gt;بازيگران: خاوير باردم، بلن رودا، لولا دوناس&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برنده اسکار بهترين فيلم خارجی زبان سال 2005&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پدر فرانسيسکو: آزادی بدون يک زندگی، آزادی نيست&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رامون: يک زندگی بدون آزادی، زندگی نيست &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوشتن درباره فيلم هايی که دوست داريم کار ساده ايست، اما نوشتن راجع به فيلم هايی که خيلی دوست داريم اصلاً ساده نيست. ساده نيست که هيچ، بلکه حس مسئوليت در قبال هر واژه و تأسف بر ناتوانی کلام در بيان تصوير، موقعيتی گيج کننده و ويرانگر ايجاد می کند. برای من "دريای درون" فیلمی ست که خيلی دوستش دارم.&lt;br /&gt;رامون سمپدرو، جوان بيست ساله اسپانيايی،ورزشکار، سربلند، عاشق با آينده ای درخشان که به تازگی سفر دور دنيا را کامل کرده است. تمام لحظات او سرشار از شادی، نور، عشق و درياست. اما... نگاهی به معشوق، شيرجه در آب و... تمام؛ سکوت؛ سکون. او از گردن به پائين فلج شده است.&lt;br /&gt;سی سال بعد، تماشاگر وارد دنيای رامون می شود. دنيايی به حجم يک اتاق و وسعت خيال رامون. اين جهان در پوست گردوی رامون هنوز هم به لطف مهربانی بی دريغ خانواده و دوستان او روشن است؛ اما چيزی تغيير کرده است. حالا بعد از سی سال زندگی در جهانی به ابعاد يک تخت، رامون يک فيلسوف است که برای هر سؤالی پاسخی رندانه و تلخ دارد و او که از زندگی لذت می برد حالا برای مرگ می جنگد. رامون در تلاش است تا دادگاه اسپانيا حق خودکشی او را به رسميت بشناسد. اينجاست که با ورود به دنيای رامون از يکسو ناظر تلاش های او و همفکرانش خواهيم بود و از سوی ديگرشاهد تقابل دنيای اطراف رامون با افکار و تصميم راسخ او. واکنش خانواده به تصميم رامون آميزه ايست از عشق، احترام و استعصال. جامعه در تلاش برای ارائه انواع تحليل های عوامانه و منصرف کردن اوست. دوستان و حاميان رامون، او را سمبل آزادی و پايداری می بينند، عاشقش می شوند؛ اهميت زندگی را از او ياد می گيرند؛ مرگ را از ديد او می بينند و یا دليل بودن خود را در او می جويند.&lt;br /&gt;در اين چند ساله فيلم های مرتبط با موضوع مرگ از روی ترحم کم نبوده اند اما دريای درون از جنس ديگريست. اينجا کسی به انتها نرسيده است (از هر جهت زندگی رامون در نگاه تماشاگر تاريک، کسل و تمام شده تصوير نمی شود). نااميدی در کار نيست. استعصالی برای رامون نيست. او عاشق می شود، می نويسد، کتاب چاپ می کند و کاملا حضوری فعال دارد. اينجا مسئله بودن يا نبودن نيست بلکه مسئله زندگی کردن، بهانه های زنده بودن، آزادی انتخاب و معنی کردن کلمه زندگی است. نگاه متفاوت خانواده، دوستان، وکيل او، زنی که او را در تلويزيون ديده است، کشيش و جامعه به شرايط رامون و تقابل آنها با اين رند عالم سوز، آن چيزيست که فيلم تلاش می کند بدون هيچ جهت گيری و تحليلی آن را به نمايش بگذارد و به نظر من بسيار موفق بوده است. دریای درون برخلاف ظاهر داستانی بيش از آنکه فيلمی درباره تلخی زندگی و ناگزيری مرگ باشد؛ فيلمی ست درباره ارزش فرصت زندگی، انتخاب و موهبت مرگ. آخر آنکه دريای درون به دنبال جوابی برای پايان کبوتر نيست اما بعد از ديدن فيلم می توان مطمئن بود که مرگ پايان کبوتر نيست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فيلم براساس يک داستان واقعی ساخته شده است و اين دومين فيلم براساس زندگی رامون است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115112338302571843?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115112338302571843/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115112338302571843&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115112338302571843'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115112338302571843'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/06/blog-post.html' title='مرگ و پايان کبوتر'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-115042886223465065</id><published>2006-06-16T13:26:00.000+10:00</published><updated>2006-06-16T14:14:07.846+10:00</updated><title type='text'>اقتباس (Adaptation)</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/adaptation.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/200/adaptation.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005069/"&gt;Spike Jonez &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نويسنده فيلم نامه: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0442109/"&gt;Charlie Kaufman&lt;/a&gt;، بر اساس اقتباسی ازکتاب "&lt;a href="http://www.amazon.com/exec/obidos/ASIN/044900371X/susanorleanco-20/102-2024935-3600125"&gt;دزد گل ارکيده&lt;/a&gt;" اثر &lt;a href="http://www.susanorlean.com/"&gt;Susan Orlean &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازيگران: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000115/"&gt;Nicolas Cage&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000658/"&gt;Meryl Streep&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0177933/"&gt;Chris Cooper &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;توليد آمريکا سال 2002&lt;br /&gt;برنده اسکار نقش مکمل مرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول از همه بايد اشاره کنم که اين فيلم کمی متفاوت از فيلم‌های معمول هاليوودی است. حداقل سازندگان فيلم چنين هدفی را دنبال می‌ کنند! بنابراين اگر حوصله‌تان از فيلم‌های غيرهاليوودی سر می‌ رود، بی‌ خيال اين يکی شويد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;و اما درباره فيلم: اقتباس، داستان فيلمنامه‌نويس(Charlie Kaufman) است که روايت می‌ کند چگونه فيلم‌نامه اين فيلم را از کتاب "دزد گل ارکيده" اقتباس کرده‌است! خلاصه کمی فيلم توی فيلم است. Charlie روشن‌فکر، قصد دارد يک فيلم‌نامه در مورد زندگی بنويسد،‌ درباره گل‌ها. همان‌طور که خود کتاب در مورد گل ارکيده است و در آن اثری از مواد مخدر، هفت‌تيرکشی و تعقيب و گريز با ماشين نيست. اما کار اقتباس به کندی و با مشقت پيش می‌ رود، چارلی در زندگی شخصی‌ اش دچار نااميدی مفرط است، با زنان شانسی ندارد، افسرده است، چشمه خلاقيتش خشک شده و اصلا در يک کلام، نمی‌ تواند بنويسد.‌&lt;br /&gt;به طور موازی شاهد زندگی برادر دوقلوی او ،Donald، هستيم که ابدا روشن‌فکر نيست و با Charlie از زمين تا آسمان فرق دارد. خيلی خوش‌روحيه‌است، افکار قلنبه در سر ندارد، محبوب زن‌هاست و اولين فيلم‌نامه‌اش را، که خيلی هم عامه‌پسند است، به راحتی به پايان می‌ رساند و کلی هم هواخواه پيدا می‌ کند.&lt;br /&gt;در طول فيلم شاهد فاصله بين دو برادر هستيم، فاصله‌ای که به مرور بيشتر و بيشتر می‌ شود. موفقيت فيلم‌نامه Donald و سرخوردگی Charlie اما، بر خلاف انتظار موجب نزديک شدن دو برادر به هم می‌ شود و سرانجام Charlie موفق می‌ شود فيلم‌نامه را بنويسد که می‌ شود همين فيلمی که ما داريم تماشايش می‌کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از تماشای اقتباس خيلی لذت بردم. از ايده‌های خلاقانه فيلم‌نامه و کلا از متفاوت بودن خود فيلم. اينکه نقش فيلم‌نامه ‌نويس توی فيلم خيلی پررنگ است به دل آدم می‌نشيند. از طرفی تقابل شخصيت‌های Charlie و Donald خيلی برای آدم آشناست: تقابل آدم‌های روشن‌فکر که هميشه در ذهن خودشان مشغول تئوری‌ بافی‌ اند و احساس جدابافتگی دارند ولی عملا افسرده و ناکارا از آب در می‌ آيند، با آدم‌های عامی‌ تر که عملگرا هستند و در زندگی خوش‌بخت‌تر. نتيجه اخلاقی فيلم هم اين‌است که اگر اين دو مجموعه خصوصيات را با هم ادغام کنيم زندگی شيرين می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8 دقيقه اول فيلم را که از سایت ifilm برداشته‌ام، می‌توانید تماشا کنيد. من خيلی دوستش داشتم. وقتی که تغييرات زمين را از بيليون‌ها سال پيش تا به حال تصوير می‌ کند،‌ آدم احساس می‌ کند جزوی از اين هستی است. جاودانه است. حتی اگر بميرد و خوراک کرم‌ها شود و جزوی از خاک، باز از اين خاک گلی می‌ رويد و زمين سبز می‌ شود و تو جزوی از اين گردش روزگار می‌ شوی. انگار نمی‌توانی دوباره به دنيا نيايی.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;embed name="efp" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" align="middle" src="http://www.ifilm.com/efp" width="410" height="332" type="application/x-shockwave-flash" flashvars="flvBaseClip=2464968" bgcolor="000000" quality="high"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/embed&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-115042886223465065?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/115042886223465065/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=115042886223465065&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115042886223465065'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/115042886223465065'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/06/adaptation.html' title='اقتباس (Adaptation)'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114980698051635602</id><published>2006-06-09T08:34:00.000+10:00</published><updated>2006-06-09T22:07:50.800+10:00</updated><title type='text'>11.14</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/11141.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/400/11141.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;11.14&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده و کارگردان : گرگ مارکس&lt;br /&gt;تهیه کنندگان : بیو فلین ،جان موریسی ، هیلاری سوانک&lt;br /&gt;بازیگران : هنری توماس ، بلیک هیرون ، هیلاری سوانک ،پاتریک سویزی ، باربارا هرشی&lt;br /&gt;محصول 2003 آمریکا و کانادا&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت 11.14 شب در شهر کوچکی در آمریکا سلسله اتفاقاتی ظاهرا بی ربط رخ می دهند : یک راننده مست با مردی تصادف می کند... چند جوان سرکش و مست سوار بر یک ون در خیابان با دختری برخورد می کنند و پسر جوان دیگری به آنها شلیک می کند...سارقی مسلح با کمک صندوقدار یک فروشگاه اقدام به سرقت از آنجا می کند...دختری سعی در جمع آوری پول برای سقت جنین کودکی ناخواسته دارد...پدری برای حفظ زندگی دختر نافرمانش سعی دارد تا از شر جسدی خلاص شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلم با ساختاری بسیار هوشمندانه و دقیق، اتفاقات فوق را به یکدیگر ربط می دهد. ابتدا با نشان دادن تصادف ابتدای فیلم در ساعت 11.14 و پس از سپری شدن یک سری حوادث ،با بازگشت به قبل از ساعت 11.14 ، سری اتفاقات بعدی را در نقطه دیگری از شهر نشان می دهد تا به ساعت 11.14 برسد و... این روند ادامه پیدا می کند و بیننده با روشی پرکشش به چیدن قطعات پازل داستان فیلم &lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/11142.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/400/11142.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;مشغول می شود تا در پایان به اصل ماجرا پی ببرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/11142.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/11142.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/11142.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همچنین فیلم سعی دارد بگوید که برداشتهایی که از اتفاقات اطرافمان می کنیم ، لزوما درست نیستند و چه بسا تصمیماتی که برای بهبود یک وضعیت ناخواسته انجام می دهیم ، فقط باعث دردسر بیشتری برای خودمان و دیگران می شود. نکته جالب فیلم ، نقش صندوقدار فروشگاه است که سعی می کند به پسری که دوستش می داشته کمک کند تا برای سقط جنین دوست دختر جدید پسر ، از فروشگاه دزدی کند و شغل خود را نیز به خطر بیندازد( که البته طمع پیشنهاد پسر به او مبنی بر سهمی از پول دزدی نیز بی تاثیر نیست! ) . این نقش را به اصرار &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005476/"&gt;هیلاری سوانک&lt;/a&gt; از مرد به زن تغییر دادند تا وی بتواند خود آنرا ایفا کند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/mpaa"&gt;MPAA&lt;/a&gt;: Rated R for violence, sexuality and pervasive language. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114980698051635602?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114980698051635602/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114980698051635602&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114980698051635602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114980698051635602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/06/1114.html' title='11.14'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114952387578230606</id><published>2006-06-06T01:56:00.000+10:00</published><updated>2006-06-06T02:43:03.390+10:00</updated><title type='text'>Matador</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/pierce_brosnan2.1.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/pierce_brosnan2.1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;Matador ( ماتادور )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده و کارگردان : ریچارد شپارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تهیه کننده: باب یاری ، پیرس برازنان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بازیگران : پیرس برازنان ( جولیان نوبل) گرگ کینیر ( دنی رایت) هوپ دیویس ( کارولین رایت) &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;محصول 2005 ( آمریکا)&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;داستان ، ماجرای آدمکشی مزدور است ( جولیان نوبل) که یک روز در سالگرد تولدش متوجه می شود که چقدر تنهاست. وی در بار هتل با فروشنده ای نیمه موفق و بد شانس آشنا می شود و در عالم مستی هردو سفره دلشان را برای همدیگر باز می کنند. و جولیان تصمیم می گیرد هرطور شده با فروشنده ( دنی رایت) دوست شود. دنی که انسان مهربانی است به او جواب رد نمی دهد بی آنکه از شغل وی خبر داشته باشد. ماجرا وقتی حاد می شود که دنی از جولیان می خواهد کمک "کوچکی" به او بکند تا در کارش موفق شود و در پی آن جولیان متوجه می شود در انجام شغلش به مشکل روحی برخورده و نمی تواند کارش را درست انجام دهد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلم از چند جهت بسیار جالب و متفاوت است. یکی بازی جالب برازنان در نقش یک آدمکش ولی کاملا متفاوت از سری جیمز باند است که حتی تا حدی حالت کمدی به شخصیت جولیان می دهد ( وقتی با یک شورت و عینک آفتابی و یک جفت نیم چکمه در لابی هتل به سمت استخر می رود و پس از درآوردن چکمه ها با لیوان مشروب به درون استخر می پرد و در آب گیج و منگ به اطراف نگاه می کند ، گویی می خواهد تمام تصوری که از قهرمانانی مانند جیمز باند یا &lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0155267/"&gt;توماس کراون&lt;/a&gt; در اذهان است را بهم بریزد ). همچنین دوستی بین او و رایت تا حدی حالت عاشقانه پیدا کرده است ( با تاکید فیلم بر اینکه هیچکدام همجنس خواه نیستند ) و رایت - با اینکه اینگونه دوستی کمی برایش غیر عادی است - بخاطر شخصیت مهربانی که دارد به این دوستی تن در می دهد. بی آنکه از عواقب آن خبر داشته باشد و دوستی به جایی می انجامد که زندگی هردو را زیر و رو می کند. از طرفی وقتی رایت- فروشنده خوش قلب و آرام و متنفر از خشونت گاوبازی ، جولیان را که دیگر نمی خواهد به آدم کشی ادامه دهد تشویق به تمام کردن کارش می کند تا هردو از مرگ نجات پیدا کنند ، مرز بین انسان خوب و بد در فیلم برداشته می شود &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114952387578230606?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114952387578230606/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114952387578230606&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114952387578230606'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114952387578230606'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/06/matador.html' title='Matador'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114835214771575099</id><published>2006-05-23T12:25:00.000+10:00</published><updated>2006-05-23T13:02:10.790+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='معما'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ملودرام'/><title type='text'>Biggest lie in human history? </title><content type='html'>&lt;p dir=rtl align=right&gt;&lt;font face="tahoma" size=2&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;راز داوینچی&lt;/span&gt; ،(&lt;a href="http://imdb.com/title/tt0382625/" target="_blank"&gt;Da Vinci Code&lt;/a&gt;) محصول آمریکا، 2006&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: ران هاوارد، بازیگران: تام هنکس(&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0000158/" target="_blank"&gt;Tom Hanks&lt;/a&gt;) ، آدری تاتو(&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0851582/" target="_blank"&gt;Audrey Tautou&lt;/a&gt;)، یان مک کلن (&lt;a href="http://imdb.com/name/nm0005212/" target="_blank"&gt;Ian McKellen&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/finalonesheet.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/320/finalonesheet.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;من بالاخره نتونستم طاقت بیارم و رفتم توی همین آخر هفته "راز داوینچی" رو دیدم. با توجه به نقدهای منفی که خونده بودم انتظار زیادی نداشتم و در نتیجه خیلی هم از فیلم بدم نیومد. این فیلم بر اساس داستانی به همین نام نوشته "دن براون" بود. کتاب ترکیبی از داستان و حقیقت است در مورد یکی از معروفترین "افسانه"های مسیحیت : "جام مقدس" یا &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Holy_grail" target="_blank"&gt;Holy Grail&lt;/a&gt;. گفته می شه که این جامی است که مسیح در "شام آخر" از اون استفاده کرده. در طول تاریخ افراد زیادی دست به جستجوی این جام (که حتی وجودش با قطعیت ثابت نشده) زده اند. دان براون نظریه جدیدی رو ارائه کرده که این آخرین باز مانده مسیح نه یک جام، بلکه یک فرزند است. وارد جزئیات داستان نمی شم چون احتیاج به وقت خیلی بیشتری داره ... اما می تونم بگم که خیلی جالب و هیجان انگیزه! من این کتاب رو تقریبا دو سال پیش خونده بودم و اون موقع خیلی خیلی خوشم اومده بود از داستان. بعدش که خیلی سر و صدا به پا کرد، طبیعتا خیلی نظرات مخالف به شکل مقاله و کتاب و فیلم ارائه شدند که نظر من رو تحت تاثیر قرار دادند، ولی به نظر من ،در حد یک تئوری، خیلی خوب بوده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکل عمده فیلم به نظر من این بود که تصمیم داشت در دو ساعت و نیم تمام داستان رو بیان کنه که خوب 100% اشتباه بود! فیلم بیشتر شبیه به یک کلاس فشرده کنکور بود برای یادگیری "راز داوینچی"... اصلا وقتی برای شناسوندن شخصیتهای داستان وجود نداشت... تمام نمادهای به کار رفته در داستان با سرعت خیلی زیادی به خورد تماشاگر داده می شد، طوری که اصلا وقت برای فهمیدن اهمیت این کشف وجود نداشت که یک "زن" حامل مهمترین افسانه تاریخ مسیحیت بوده... تمام صحبتها در باره V و دیدنش در آثار داوینچی در حد 30 ثانیه هم نبود! یعنی اگر این کتاب رو نخونده باشید به هیچ وجه از داستان خوشتون نخواهد اومد و لذت خوندن کتاب رو هم از بین بردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تام هنکس بهترین انتخاب برای شخصیت لنگدان نبود، اما بازی خوبی رو ارائه داده بود... آدری تاتو هم با تصور من از سوفی فرق داشت و اونقدرها هم خوب بازی نمی کرد... صحنه های تعقیب و گریز فیلم هم یه کمی زیادی جیمز باندی بود... من فلاش بکهای تاریخی رو دوست داشتم هر چند که ممکنه به نظر بعضیها یه کم لوس بیاد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کل اگر که کتاب رو نخوندین بهتره فیلم رو نبینین چون حالتون گرفته می شه شدیدن! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ.ن. هم وبلاگی های عزیز، چون این فیلم خیلی بحث بر انگیز بوده، لطفا اگر دلتون خواست شما هم نقد خودتون رو بنویسین! باید جالب باشه که نظر بقیه رو هم بدونیم!&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114835214771575099?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114835214771575099/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114835214771575099&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114835214771575099'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114835214771575099'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/biggest-lie-in-human-history.html' title='&lt;p dir=ltr align=left&gt;Biggest lie in human history? &lt;/p&gt;'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114743589898405980</id><published>2006-05-12T21:58:00.000+10:00</published><updated>2006-05-12T22:24:55.456+10:00</updated><title type='text'>Remember, remember ...</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/1600/untitled.0.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/320/untitled.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;V for Vendetta&lt;br /&gt;کارگردان: جيمز مک تيگ. فيلمنامه: اندي و لري واچووسکي براساس شخصيت های خلق شده توسط آلن مور و ديويد لويد. موسيقي: ويليام روکوودداريو ماريانللی . مدير فيلمبرداري: آدرين بيدل. تدوين: مارتين والش. طراح صحنه: اوئن پاترسون. بازيگران: ناتالي پورتمن، هوگو ويوينگ، استيون رئا. ١٣٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٥ امريکا، آلمان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم در نگاه اول چندان تفاوتی با فیلم های قهرمان پرور ساخته شده براساس کميک استريپ های رنگ به رنگ ندارد. داستان مرد مرموزی با پيشينه ای مبهم که در زمانی در گذشته زندگيش به واسطه سودجويی و بدطينتی عده ای کاملاً به نابودی کشيده شده است و حالا او با شمايلی متفاوت و در قامت يک قهرمان افسانه ای و شکست ناپذير برمی گردد تا حق مسببين نابودی زندگيش را (که حتماً تا به حال به درجات بالای جامعه نيز رسيده اند) کف دستشان يا احياناً جلو چشمشان بگذارد.&lt;br /&gt;اما در لايه های زيرين، فيلم به دنبال بيان حرفهای مهم تريست. قهرمان قصه ما اين بار از فضا به زمين نمی آيد، عنکبوت او را نيش نمی زند و يا تحت يک ميدان الکترومغناطيس قوی تبديل به يک موجود شکست ناپذير نمی شود. قهرمان قصه ما به هوای عشقی افلاطونی دوام می آورد و برای شکست ناپذير شدن ترس را در خود می کشد و سرتا پا می سوزد. قهرمان قصه ما قيصروار با انگيزه های خود زنده است و البته در انتهای قصه می بينيم که چندان هم شکست ناپذير نيست. قهرمان ما با جن و پری نمی جنگد بلکه با سمبلها و آنچه بدان افتخار می کنيم و يا می خواهند که بدان افتخار کنيم می جنگد. قهرمان از خود ماست و با مصنوعات ما می جنگد. دشمنانِ قهرمان ما اينبار فراتر از چند آدم پست و رذل نو کيسه هستند. دشمن او حکومتی است به اصطلاح دموکرات، شکل گرفته براساس تعليمات مذهبی (به جای يک صليب، دو صليب روی نماد حکومت کار شده است) که در تمام مدت شبانه روز به دنبال برقراری امنيت و آسايش برای شهروندان خود است و در راه رساندن جامعه به آرمانهايش از هيچ تلاشی فروگذار نيست. اخراج و تحت فشار گذاردن نيروهای اپوزيسيون و اقليتهای قومی و مذهبی به اسم مبارزه با تروريسم، برقراری حکومت نظامی، کنترل رسانه ها، حضور پليس مخفی ها، انجام آزمايشات مهلک و برنامه ريزی حرکات تروريستی برای منحرف کردن افکار عمومی، قتل و غارت، گورهای دسته جمعی و صدها برنامه مؤثر ديگر برای تحقق آرمانهای والای بشری. البته نياز به گفتن نيست که فيلم با نگاهی کاملاً سمبليک به قضايا نگاه می کند. سمبلهايی که با توجه به مناقشات و حوادث جاری جهان برای تأويل آنها نياز چندانی به فشار آوردن بر ذهن نداريم.&lt;br /&gt;اما جالب ترين تفاوت قهرمان ما با ديگران شايد اين باشد که او اصولاً هيچ اهميت خاصی به دستاوردها و افتخارات بشر مدرن نمی دهد و اصلاً هدف نهايی او انهدام يکی از مراکز نمادين دموکراسی جهان امروز، ساختمان پارلمان انگليس است و جالب تر اينکه تمام لندن نشينان در نابودی اين نماد همراه و هم پای او می شوند و اصلاً خود او می شوند. قهرمان قصه ما مردی است از ديو و دد ملول که به دنبال احيای از دست رفته ها نيست بلکه باز گرداندن اميد به مردم را در نابودی نمادهای پوسيده و ريايی و در ساختن عالمی ديگر جستجو می کند. اما هنوز فيلم سوالات بسياری را بی جواب می گذارد که البته از فيلمی با مشخصات سينمای پر مخاطب هاليوود چندان انتظاری هم نيست. سوالاتی از اين دست که آيا تنها استفاده از خشونت راه مقابله با خشونت است؟ آيا لزوم ساختن جهانی نو ويرانی تمامی دستاوردهای گذشته است؟ و آيا اين عالم نو دوباره سياه، تاريک و پر از داد و دود نخواهد شد؟ و در آخر بيان پارادوکسی آشنا که داشتن عالمی ديگرباعث خلق آدميانی نو می شود و يا آدمی نو بايد برای ساختن عالمی ديگر. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114743589898405980?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114743589898405980/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114743589898405980&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114743589898405980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114743589898405980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/remember-remember.html' title='Remember, remember ...'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114684425457292994</id><published>2006-05-05T21:16:00.000+10:00</published><updated>2006-05-11T03:49:53.670+10:00</updated><title type='text'>نگاه خیره اولیس</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/ulysses2.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/ulysses2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;نگاه خیره اولیس &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;To Vlemma Tou Odyssea( Ulysses' gaze) &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کارگردان : تئو آنجلوپولوس&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نویسنده : تئو آنجلوپولوس ، تونینو گوئرا&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بازیگران : هاروی کایتل ، مایا مورگنسترن&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;محصول : یونان 1997&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلم با این جمله آغاز میشود : اگر روح بخواهد خود را بشناسد ، باید به درون روح خیره شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلمسازی یونانی الاصل که در آمریکا زندگی میکند ، ظاهرا برای اکران فیلمی که ساخته به زادگاهش باز می گردد.( فیلمی که جنجال بسیاری در مردم بوجود آورده و عملا اوضاع شهر را کاملا بهم ریخته ) ولی در واقع بدنبال حلقه های فیلمی تدوین نشده از اولین فیلمساز یونانی است .گویی این حلقه های فیلم بسیار ابتدایی ، راهی برای فیلمساز است تا خودش را بهتر بشناسد. در صحنه ای از فیلم ، در حال سوار شدن به تاکسی متوجه دختری میشود که گویی از قدیم می شناخته.به دنبال وی میرود. گروهی از مردم، شمع در دست و همهمه کنان از روبرو به سمت آنها می آیند ( گروهی که تحت تاثیر فیلم به خیابانها ریخته اند) و از پشت سرآن دو، نیروهای ضد شورش به مقابله با مردم رفته و بین فیلمساز و دختر قرار میگیرند. گروهی دیگر از مردم با چترهای باز فیلمساز را در بر میگیرند. صدای اورا میشنویم که : &lt;span style="color:#000099;"&gt;میخواستم به تو بگویم که من برگشته ام. اما چیزی مانعم شد.سفر هنوز به پایان نرسیده است..نه هنوز.&lt;/span&gt; فیلمساز در ادامه سفرش به همراه راننده تاکسی میانسالی به بالکان میرود.در مرز پیرزنی را سوار میکنند که 47 سال ( پس از جنگهای داخلی ) خواهرش را ندیده است و وارد بالکان میشوند. پیرزن را در مقصد پیاده میکنند .پیرزن در میان ساختمانهای نا آشنا و برف گرفته باقی می ماند و آنها به راه خود ادامه میدهند. نزدیک مرز راننده از حرکت باز می ایستد.نوشیدنیی به فیلمساز تعارف می کند : &lt;span style="color:#000099;"&gt;در روستای من ، وقتی دونفر می خواهند با همدیگر دوست شوند ، از یک لیوان می نوشند و به یک موسیقی گوش میدهند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در ادامه به آلبانی میرسد و در آنجا در پی یافتن فیلمها با دختری آشنا میشود ( همان بازیگر در نقشی دیگر) به همراه او به سفرش ادامه می دهد.در این راه خاطراتش را نیز مرور میکند ( مرز میان زمانها از بین میرود.در عبور از گمرک ناگهان خودرا میبیند که دستگیر و محکوم به اعدام میشود و دوباره به زمان حال باز می گردد) . در ادامه مسیر به بخارست میرسد.( در جواب دختر که چرا اینجا آمدی به کوتاهی و سادگی می گوید :&lt;span style="color:#000099;"&gt; رد پاهایم..مرا بگونه ای به اینجا راهنمایی می کنند&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در بخارست مادر خود را و کودکیش را میبیند.یکی از زیبا ترین بازیهای هاروی کایتل را در این فیلم میبینیم. بدون استفاده از دیالوگ زیاد ، منظور خود را با بازی زیبایش به بیننده منتقل میکند.بسادگی با همان هیات، نقش کودکی را ایفا می کند که به صف سربازان خیره میشود تا مادرش دستش را بگیرد و با خودش ببرد.در بخارست و طی جشن کریسمس همراه با رقص ، دوره ای از زندگی او در حکومت کمونیستها را شاهد هستیم که اتفاقات مختلف ( از بازگشت پدر تا دستگیر شدن فردی از خانواده توسط ماموران دولت) همراه با نوای پیانو میشوند تا هنگامی که ماموران همه وسایل خانه از جمله پیانو را نیز مصادره می کنند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دگربار به زمان حال باز می گردیم.فیلمساز دختر را ترک می کند تا با قایقی که مجسمه لنین را از رود دانوب به آلمان میبرد خود را به یوگوسلاوی برساند.درآنجا تنها کسی که میتواند فیلمها را تدوین کند، زندگی می کند و فیلمها نیز احتمالا پیش او باشند.هنگام ترک دختر می گرید. دختر میپرسد : &lt;span style="color:#000099;"&gt;چرا گریه می کنی؟&lt;/span&gt; میگوید:&lt;span style="color:#000099;"&gt; گریه می کنم چون نمی توانم عاشقت باشم...&lt;/span&gt;در مقصد دوستی قدیمی به پیشواز او می آید : &lt;span style="color:#000099;"&gt;اولین چیزی که خدا آفرید سفر بود.سپس تردید و سپس نوستالژی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;The first thing God created was the journey, then came doubt, and nostalgia.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در ادامه دختری قایقران وی را به سارایوو میبرد. دختر همان بازیگر است که اینبار نقش بیوه زنی را دارد که شوهرش را در جنگ از دست داده..با وی رابطه عاطفی بر قرار می کند.وی را در سفرش همراهی می کند و باز او را ترک میکند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلمساز وارد شهر جنگزده سارایوو میشود و در آنجا بالاخره مردی را می یابد که حلقه های گمشده را در اختیار دارد و میخواهد آنها را پس از سالها تدوین کند و موفق هم می شود. بار دیگر دختر هسفر فیلمساز است. اینبار در نقش دختر مرد تدوینگر.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روزی در شهر مه میشود. &lt;span style="color:#000099;"&gt;" در این شهر مه بهترین دوست انسان است.تنها موقعی که شهر زندگی عادی دارد و تک تیراندازها قادر به هدف گیری نیستند&lt;/span&gt;."&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گویی در شهر همه به صلح موقت رسیده اند.کنسرت موسیقی خیابانی و نمایش برگزار میکنند.پس از آن فیلمساز و خانواده مرد در مه به خانه باز می گردند که فیلمساز یک لحظه بقیه را گم میکند. صدای سربازان را در مه می شنویم که بقیه را دستگیر کرده و همانجا اعدام می کنند...فیلمساز خود را به بالای سر اجساد میرساند و بالای سر جسد دختر می گرید.و د&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/ulysses_gaze_keitel.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/ulysses_gaze_keitel.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ر انتها رو به دوربین می گوید&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;“the three reels, the journey . . .”; “how many borders must we cross to reach home?” “between one embrace and the next, between lovers' calls, I will tell you about the journey, all the night long and in all the nights to come ... the whole human adventure, the story that never ends”&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سه حلقه فیلم...سفر...ازچند مرز برای رسیدن به خانه باید عبور کنیم؟ بین &lt;span style="color:#000099;"&gt;یک آغوش و آغوش دیگر...بین نداهای عاشقان...من از سفر برایت می گویم...تمام طول شب و تمام شبهایی که می آیند...تمامی سرگذشت بشر را...داستانی که هرگز پایان نمی یابد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنجلوپولوس در مورد فیلم میگوید : هر فیلمسازی اولین باری را که از دریچه دوربین نگاه کرده ، به خاطر دارد. لحظه ای که نه تنها به اکتشاف سینما بلکه به کشف دنیا می پردازد. زمانی می رسد که فیلمساز به ظرفیتش برای دیدن چیزها شک می کند. زمانی که نمی داند نگاهش صحیح و بیگناه است یا نه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بدترین شرح در مورد فیلم را در سایت یاهو نوشته اند و بهترین و کاملترین را در&lt;a href="http://www.sensesofcinema.com/contents/04/31/angelopoulos_balkan_epic.html"&gt;این&lt;/a&gt; آدرس میتوانید بخوانید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پ.ن : با تشکر از دوست عزیزی که در تصحیح متن فوق راهنماییم کرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114684425457292994?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114684425457292994/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114684425457292994&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114684425457292994'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114684425457292994'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='نگاه خیره اولیس'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114671425698964987</id><published>2006-05-04T13:29:00.000+10:00</published><updated>2006-05-04T13:46:11.166+10:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ملودرام'/><title type='text'>آخرین بوسه (L'Ultimo bacio)</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/1600/16538.3.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/7217/903/320/16538.3.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir=rtl align=right&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;آخرین بوسه – محصول ایتالیا، سال 2001&lt;br /&gt;کارگردان: Gabriele Muccino، فیلمنامه: Gabriele Muccino&lt;br /&gt; بازیگران: Stefano Accorsi ، Giovanna Mezzogiorno،Stefania Sandrelli&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب، اگه می خواین که از زندگی مشترک و وفاداری همسران ناامید بشین، &lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0265930/" target="_blank"&gt;این فیلم&lt;/a&gt; برای شما ساخته شده! یعنی واقعا دست کارگردان درد نکنه با این برداشتی که کرده. کارلو، یکی از شخصیتهای محوری داستان، با نامزدش جولیا زندگی میکنه و منتظر بدنیا آمدن دخترشه... در راه بودن این فرزند برای کارلو یادآور خیلی از مسوولیتهای زندگی مشترکه و البته تجربه های بعضا نا موفق دوستانش و اخطارهای اونهاهم درباره به پایان رسیدن دوران خوش جوانی و آزادی، اوضاع رو بدتر می کنه! در نتیجه کارلو – به جای برنامه ریزی برای ازدواج و راه انداختن خونواده – تصمیم می گیره که رابطه جدیدی رو، ولو مخفیانه، با یه دختر جوونتر آزمایش کنه... جولیا به نوبه خودش درگیر مشکلات مادرش می شه که تحت تاثیر فشارهای روانی ناشی از بالا رفتن سن، تصمیم داره شوهرش رو بعد از سالها زندگی مشترک ترک کنه. آدریانو که به تازگی پدر شده، با همسرش که اون رو بی مسوولیت می دونه دچار اختلاف شده و می خواد که خونه رو ترک کنه... پائولو هم هنوز عاشق دوست دختر سابقشه و این آزارش می ده... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودتون می تونین حدس بزنین که چقدر داستان شیر تو شیره! با اینکه فیلم موضوع جالبی رو مطرح می کنه، به نظر من نتونسته خیلی خوب آخرش کار رو از آب در بیاره... شاید این به خاطر اینه که تعداد داستانها و شخصیتها خیلی زیاده و زمان کافی برای رسیدن به همه نیست. به خصوص جمع و جور کردن سیستم آخر فیلم یه کمی آبکیه و من رو که حداقل نتونست قانع کنه! البته بازیگرها واقعا خوب بودن و ضعف اصلی همون فیلمنامه بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما من به هر حال خوشم اومد که موضوع خیانت از دیدگاه یک مرد جوون نشون داده می شد... با اینکه هیچ کدوم از دلایل مطرح شده توجیه کننده خیانت نیست اما خوبه که حداقل بیان بشن ...چون هیچ کسی نمی تونه منکر این بشه که آدمها به هم خیانت می کنن و شاید اینطوری بشه کمی از ذهنیت اونها رو درک کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من این فیلم رو به عنوان یه فیلم خیلی معمولی پیشنهاد می کنم برای وقتی که هوس فیلم غیر هالیوودی با بازیگرای خوشکل کردین!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114671425698964987?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114671425698964987/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114671425698964987&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114671425698964987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114671425698964987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/lultimo-bacio.html' title='&lt;p dir=rtl align=right&gt;&lt;font face=&quot;tahoma&quot;&gt;آخرین بوسه (L&apos;Ultimo bacio)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;'/><author><name>The Spring Breeze</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06650902847548567106</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://bp0.blogger.com/_JbmNH6jVfKw/R2h9pZ8VEoI/AAAAAAAABys/L_Sr8h32hs0/S220/profile+pic+-+2008.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114655930067905272</id><published>2006-05-02T18:35:00.000+10:00</published><updated>2006-05-02T18:47:06.746+10:00</updated><title type='text'>(Brokeback Mountains) کوهستان بروکبک</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/Brokeback%20Mountain.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/200/Brokeback%20Mountain.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;کارگردان: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0000487/"&gt;Ang Lee &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;فیلمنامه:&lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0573505/"&gt;Larry McMurty&lt;/a&gt;/ &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0652223/"&gt;Diana Ossana &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بازیگران: &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0005132/"&gt;Heath Ledger&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0350453/"&gt;Jake Gyllenhaal&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0931329/"&gt;Michelle Williams&lt;/a&gt;, &lt;a href="http://www.imdb.com/name/nm0004266/"&gt;Anne Hathaway &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;محصول آمریکا، سال 2005&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در مورد این فیلم پر سر و صدای سال 2005! فیلم به ارتباطی که بین دو تا گاوچران جوان شکل می‌گیره، می‌پردازه. زمان رویداد دهه 60 میلادی است که جامعه آمریکایی هنوز ظرفیت پذیرش روابط همجنس‌گر‌ایانه رو نداره. از طرفی خود شخصیت‌های اصلی دچار خود درگیری هستند و این‌ها، مجموعا مانع بزرگی در ارتباط این دو ایجاد می‌کنه و رابطه رو دچار یک نوع فراق می‌کنه. از این نظر، این اثر خصوصیت کلاسیک درام‌های عاشقانه رو داره: رابطه عاشقانه‌ای که به دلیلی، نمی‌تونه به وصل منتهی بشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این فیلم به دلایل زیر ارزش دیدن داره:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول: به نوعی، original هست. منظورم اینه که پرداختش نسبت به موضوع مبتذل یا نفرت‌آور نیست، بالعکس با دید بی‌طرفانه و نسبتا عمیقی داستان رو روایت می‌کنه. سعی می‌کنه به ریشه‌هایی که موجب گرایش دو جوان به همجنس‌گرایی شده‌اند اشاره‌ای بکنه ( اینکه در کودکی روابط بسیار بدی با پدرهاشون داشته‌اند و هنوز نیاز شدیدی به جلب محبت مردانه دارند). به طور کلی به جنبه‌های روانشناختی این پدیده توجه می‌کنه، هیچ‌کدوم از این دو جوان حالت زنانه ندارن، اتفاقا خیلی هم مردانگی پررنگی دارند. در واقع مشکلات فیزیکی، این دو رو به هم متمایل نکرده بلکه قضیه به روان و تربیتشون برمی‌گرده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم: فیلم دو نوع برخورد متفاوت با این پدیده رو به نمایش می‌گذاره: شخصیت اصلی داستان (Heath Ledger) پس از کشف تمایلاتش، با خودش به شدت تنش پیدا می‌کنه. به واسطه تربیتش و محیطی که باهاش در چالشه، بیشتر سعی می‌کنه همجنس‌گر‌ا بودنش رو انکار کنه. در واقع هرگز بهش تسلیم نمی‌شه و سعی می‌کنه که زندگی نرمالی برای خودش جور کنه ولی از طرفی در طول بیست سالی که در فیلم به تصویر کشیده می‌شه، می‌بینیم که در این کار موفق نیست. روابطش با زن‌ها ناموفقه و در عوض مشتاق رفیق گاوچرانشه، یه حسی تو مایه‌های عشق. شخصیت دوم فیلم (Jake Gyllenhaal) بر عکس خیلی راحت با این قضیه کنار می‌آد. همیشه در تکاپوست تا این ارتباط رو به جایی برسونه. وقتی هم که از این ارتباط ناامید می‌شه دست به دامن ارتباطات جدید می‌شه. در واقع می‌پذیره که خوشبختی‌اش در اینه که به سبک دیگری زندگی کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم: فیلم نسبت به پدیده همجنسگرایی حکم صادر نمی‌کنه بلکه صرفا داستان‌گویی می‌کنه. این پدیده رو تقبیح نمی‌کنه ولی تقدیسی هم در کار نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارم: بازی ‌درخشان بازیگرها به خصوص Heath Ledger واقعا جذابه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Brokeback Mountains در مجموع فیلم خوش‌ساختی است. ازش انتظار نداشته باشید که در مورد موضوع ممنوعه همجنسگرایی بهتون چیز جدیدی نشون بده بلکه به عنوان یک فیلم رومانتیک بهش نگاه کنید. در این صورت امکان داره که از فیلم خوشتون بیاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته: فیلم چند صحنه‌ سانسوری داره که بعضی‌ها ممکنه ازشون اذیت بشن. مسوولیتش پای بیننده. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114655930067905272?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114655930067905272/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114655930067905272&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114655930067905272'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114655930067905272'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/brokeback-mountains.html' title='(Brokeback Mountains) کوهستان بروکبک'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114648875337807288</id><published>2006-05-01T21:27:00.000+10:00</published><updated>2006-05-02T15:00:07.753+10:00</updated><title type='text'>In the mood for love</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/1600/02m.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/320/02m.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کارگردان: کار وی وونگ ، فیلم‌برداران: کریستوفر دویل و مارک لی &lt;br /&gt;موسیقی: مایکل گالاسو و شیجیرو اومه بایاشی، تدوین: ویلیام چانگ &lt;br /&gt;جوایز: جشنواره کن، آکادمی فیلم انگلیس، آکادمی فیلم فرانسه، انجمن منتقدین فیلم لس انجلس و... &lt;br /&gt;محصول سال 2000 هنگ کنگ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در هنگ کنگ اتفاق افتاد&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;فیلم در سال 1962 و با ورود همزمان دو زوج به آپارتمانی در هنگ کنگ آغاز می‌شود. خانم چان(Maggie Cheung) منشی شرکتی صنعتی به همراه شوهرش و آقای چاو (Tony Leung) سردبیر روزنامه و همسرش که در خانه مجاور آنها زندگی می‌کنند. شوهری که همیشه در سفر است و زنی که تا دیروقت کار می‌کند، باعث می‌شود تا شباهت در عادات ساده‌ای مثل رفتن هر شبی برای خرید غذا یا علاقه به داستان‌های کنگ فو سبب نزدیکی خانم چان و آقای چاو شود. شباهت تنهائی این دو باعث ایجاد دوستی ساده و بی آلایشی بین آنها می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما نزدیکی ناشی از این شباهت با تقارنِ یک اتفاق، رنگ دیگری می‌گیرد؛ چان و چاو متوجه ارتباط همسرانشان و خیانت آنها می‌شوند (در طول فیلم هیچ تصویری از همسران این دو دیده نمی‌شود). حالا شرایط یکسان، همدردی و همذات پنداری، این دوستی را رنگ عشق می‌زند. عشقی که با نیاز پررنگ و خلاقانه مرد و در تقابل با احتیاط و ناز معشوقانه زن همواره در سطحی متعالی حرکت می‌کند. in the mood for love رمانتیکی ساده، پراحساس و صمیمی‌ست. تابلوئی زیبا ازتنهائی‌ها، تقارن‌ها، شباهت‌ها و توصیف شاعرانه‌ای از روند تلاقی و تعالی این مفاهیم تا آنجا که حاصل تصویریست آشنا به نام عشق.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن این نکته جالب و کلیدی که فیلم اساسا هیچ فیلمنامه از پیش نوشته شده‌ای نداشته و خط اصلی داستان بعد از فیلم‌برداری 15 ماهه و در جریان تدوین حدودا یک هفته‌ای فیلم شکل گرفته؛ می‌توان آن را یک بداهه سینمائی به حساب آورد.&lt;br /&gt;بداهه‌ای گرم، گیرا و دلنشین؛ شاید مثل احساس گرمای عشق روی پوست ('Amor À Flor da Pele'/Love on the Surface of the Skin)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114648875337807288?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114648875337807288/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114648875337807288&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114648875337807288'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114648875337807288'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/05/in-mood-for-love.html' title='In the mood for love'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114634206957536984</id><published>2006-04-30T04:38:00.000+10:00</published><updated>2006-04-30T06:37:28.740+10:00</updated><title type='text'>Eternal Sunshine of the Spotless Mind</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/38m.0.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/38m.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان :مایکل گاندری نویسنده: چارلی کافمن&lt;br /&gt;بازیگران : جیم کری ، کیت وینسلت ،الایجاه وود ،مارک روفالو&lt;br /&gt;محصول 2004 آمریکا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتداشاهد آشنایی ناگهانی و ظاهرا اتفاقی پسر( جیم کری) و دختر جوانی( کیت وینسلت) هستیم که با اصرارغیر عادی دختر بوجود می آید .پس از مدتی پسر جوان را میبینیم که سراغ دختر که صندوقدار یک فروشگاه است میرود تا هدیه روز ولنتاین را به او بدهد.اما دختر گویی کاملا پسر را فراموش کرده است.پسر درمانده و سرگردان متوجه میشود که دختر به خواست خود و توسط یک موسسه عجیب ، پسر و تمام خاطرات مربوط به اورا از حافظه خود پاک کرده است. پسر ( جوئل) ناامید و مستاصل تصمیم میگیرد تا وی نیز دختر را کاملا از یاد ببرد. لذا توسط دکتر و دستیارانش به خوابی یک شبه میرود تا طی آن شب همه خاطرات مربوط به دختر ( کلمانتین) را به یاد آورد تا &lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/1808457310p.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/1808457310p.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;خاطرات توسط دستیاران دکتر پاک شوند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در طول شب ،جوئل با یاد آوری خاطرات گذشته از تصمیم خود پشیمان می شود. اما او در بیهوشی بسر میبرد و نمی تواند روند فراموش کردن را متوقف کند.از طرفی میداند با طلوع خورشید دختر را کاملا فراموش خواهد کرد.لذا سعی میکند به همراه خاطرات کلمانتین وی را در گوشه هایی از حافظه اش پنهان کند که از دسترس دگتر محفوظ بماند. از طرفی یکی از دستیاران دکتر که پسر جوانی است ( الایجاه وود) عاشق دختر شده است و سعی می کند با تقلید از شخصیت جوئل دل دختر را بدست آورد.جوئل در نجات خاطرات دختر نا موفق است ولی تلاش دستیار جوان دکتر برای ربودن دل کلمانتین باعث میشود وی جوئل را بخاطر بیاورد و سعی کند تا جوئل نیز وی را بخاطر بیاورد. ولی نوارهایی دکتر از ایشان قبل از انجام عملیات پاکسازی حافظه ضبط کرده هردو را در بازگشت به دوستی ، مردد میکند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلم بسیار جذاب و جالب ساخته شده است. بازی فوق العاده جیم کری در یک نقش نسبتا جدی و کیت وینسلت فیلم را واقعا دیدنی کرذه است. جالب اینکه هردو هنرپیشه برای ایفای عالی نقششان مدتی را باهم سرکردند و تجربیات تلخ زندگیشان را باهم درمیان گذاشتند و آنچنان نزذیکی عاطفی برقرار کرده اند که صحنه های فیلم بسیار واقعی مینمایند. خصوصا صحنه های پاک شدن کلمانتین از ذهن جوئل و سعی ناامیدانه وی برای حفظ خاطرات دختر...جالبتر اینکه برخی صحنه ها به ابتکار کارگردان ، بدون اطلاع هنرپیشه ها برداشت شده و بسیار واقعی هستند. برای نمونه در صحنه ای که سیرکی با فیلهایش عبور میکند و جیم کری و کیت بلانشت مشغول دیدن انها هستند ، کیت از صحنه ناپدید میشود.جیم کری که در جریان فیلمبرداری نبوده ناگهان متوجه غیبت او میشود و صدای نگران و ناراحت اورا در فیلم میشنویم: "کیت؟" ! .نویسنده داستان فیلم ، نویسنده فیلم " جان مالکوویچ بودن" نیز هست که آن فیلم هم به درگیریهای فکر انسان میپردازد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/320/jim_carrey17.jpg" border="0" /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/1808457310p.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114634206957536984?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114634206957536984/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114634206957536984&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114634206957536984'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114634206957536984'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/04/eternal-sunshine-of-spotless-mind.html' title='Eternal Sunshine of the Spotless Mind'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114591059759054157</id><published>2006-04-25T05:28:00.000+10:00</published><updated>2006-04-25T06:52:22.196+10:00</updated><title type='text'>رادیو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/1600/1808439408p.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4955/2793/200/1808439408p.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;کارگردان:مایکل تولین نویسنده:مایک ریچ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بازیگران : کیوبا گودینگ جونیور ( رادیو) اد هریس ( مربی جونز) آلفری وودوارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ماجرای تلاش یک مربی موفق فوتبال برای برقراری ارتباط با یک جوان سیاه پوست عقب مانده ذهنی که عاشق رادیو است و در واقع تلاش خود مربی برای نجات زندگی عاطفی خودش است که به دلیل غرق شدنش در فوتبال ، شدیدا آسیب دیده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;داستان فیلم به ظاهر ساده و حتی شاید تکراری است.ولی با نوع متفاوتی ادامه پیدا می کند. اینکه مربی دارد به جوان عقب مانده کمک می کند تا به اجتماع برگردد یا اینکه جوان به مربی برای احیای زندگی عاطفیش کمک می کند جای سوال دارد.و جالبتر از همه ، برخورد مردم "خوب و عاقل" شهر با این ارتباط است که جوان را مزاحمی می بینند در انجام وظیفه مربی..گویی از زندگی مربی تنها چیزی که مهم است نقشی است که برای جامعه ایفا میکند حتی اگر منجر به از دست دادن زندگی عاطفیش شود..&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فیلم زیباییست...بخصوص بازی کیوبا گودینگ جونیور در نقش رادیو فوق العادست. با اینکه بازیگران بزرگی نقش عقب مانده های ذهنی رو عالی بازی کرده اند ( شون پن.. داستین هافمن..و دیگران) ولی...فکر کنم خودتون ببینید و قضاوت کنید بهتره&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ضمنا..فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114591059759054157?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114591059759054157/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114591059759054157&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114591059759054157'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114591059759054157'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/04/blog-post_25.html' title='رادیو'/><author><name>behrang</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00341401762196892942</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://photo-origin.tickle.com/image/108/8/8/RL/108882848RL554666255.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114560024013420353</id><published>2006-04-21T16:02:00.000+10:00</published><updated>2006-04-21T19:06:14.216+10:00</updated><title type='text'>چه دانم های بسیاری ست لیکن من نمی دانم</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/1600/ns_Syriana_01.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: pointer; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/5087/2779/320/ns_Syriana_01.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;کارگردان: استيو کاگان. فيلمنامه: استيو کاگان بر اساس کتابي از رابرت بير. موسيقي: الکساندر دسپليت بازيگران: جورج کلوني[باب بارنز]، کريستوفر پلامر[دين وايتينگ]، جفري رايت[بنت هاليدي]، مت ديمن[برايان وودمن]. ١٢٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٥ آمريکا &lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;نامزد اسکار بهترين فيلمنامه و برنده اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل/جورج کلوني، برنده بهترين گروه بازيگري از انجمن منتقدان فيلم بوستون، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/جورج کلوني و نامزد بهترين موسيقي از مراسم گولدن گلوب. نامزد جايزه بافتا براي بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/جورج کلوني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چراغها خاموش می شود و آرم کمپانی برادران وارنر بر پرده ظاهر می شود. صدای اذان همراه با این تصویر آنقدر غیر منتظره و نامأنوس جلوه می کند که فکر می کنی صدا از جای دیگریست. سیریانا پیش از آغاز، تماشاگر را به دیدن فیلمی متفاوت دعوت می کند. جدا از اصطلاحات دهان پرکن فیلم سیاسی یا تریلر ژئوپلتیک، سیریانا فیلم تضاد، سردرگمی و انصاف است. تضاد بین فرهنگ ها، دیدگاه ها و منافع؛ سردرگمی جامعه مدرن که بیش از هر چیز زائیده زیاده خواهیست و انصافی که در پراگماتیسم صنعتی امروز در حکم کیمیاست. سیریانا فیلم نمی دانم هاست. رازی در بین نیست –حداقل برای بیننده ای که خطوط اصلی داستان را دنبال می کند- اما آنچه باعث تشدید این نمی دانم هاست پیچیدگی و نحوه وقوع حوادث است. ساختار غیرخطی فیلمنامه، خطوط چندگانه داستانی، تعدد لوکیشن ها و دیالکتیک غالب بر شیوه روایی اثرهمه تمهیداتی هستند در جهت انتقال این پیچیدگی و تأکید بر سردرگمی ناشی از آن. فیلم انتقادیست صریح به سیاست های ایالات متحده در خاورمیانه و بیان روشنی از تضاد موجود بین سیاست های سلطه جویانه حاکم بر ذهن و شعارهای رسانه ای جاری بر زبان سیاستمداران ینگه دنیا.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;فیلم تلاش می کند با روشنگری بخشی از روابط پشت پرده حاکم برمناقشات خاورمیانه از یکسو و بیان روایتگر واگر به بیراهه نرویم همدلانه با مردم و حوادث جاری این منطقه از سوی دیگر، تصویری نزدیک به واقعیت از آنچه امروز بر روابط غرب و خاورمیانه می گذرد ارائه کند. پاسخ به این سوأل که آیا فیلم در تحقق این امر موفق بوده یا خیر از دید من مثبت است؛ اما نه در نمای نزدیک و از جهت بیان دقیق جزئیات که غلط های املائی در سیریانا کم نیست، بلکه در نمای باز و بدلیل خلق هزاران "نمی دانم" ارزشمند و دردسرساز که موجب یادآوری انصاف در دیدن، شنیدن و باور کردن خواهد شد. سیریانا فیلمی ست خوش ساخت و فکر شده اما نمی توان آن را یک شاهکار سینمایی نامید. فیلم هایی از این دست را باید دید و دوباره باید دید نه لزوماً به لحاظ ارزش سینمایی بلکه به جهت مرور پیچیدگی حاکم بر روابط دنیای امروز و مزه مزه کردن نوستالژی انصاف &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114560024013420353?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114560024013420353/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114560024013420353&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114560024013420353'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114560024013420353'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/04/blog-post_114560024013420353.html' title='چه دانم های بسیاری ست لیکن من نمی دانم'/><author><name>hzahiri</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17503014195899895029</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114430861065603244</id><published>2006-04-06T17:28:00.000+10:00</published><updated>2006-04-19T16:44:56.350+10:00</updated><title type='text'>قبل از غروب</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/1600/before-sunset-6.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: center; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4720/1759/320/before-sunset-6.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;before sunrise: 1995&lt;br /&gt;before sunset:2004&lt;br /&gt;کارگردان: Richard Linklater&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div &gt;"&lt;a href="http://imdb.com/title/tt0381681/"&gt;قبل از غروب&lt;/a&gt;" (Before Sunset, 2004) رو توي بهار ديدم. فيلم جذابي بود درباره زن و مردي كه بعد از نه سال بي خبري، توي پاريس همديگر رو مي‌‌بينند. تو اين مدت هركدومشون زندگي شخصي خودش رو داشته ولي حالا كه هم رو مي‌بينن، باز هم به اين نتيجه مي‌رسند كه حسي كه بينشون وجود داره، ايده‌آلي است كه هميشه از عشق در ذهنشون داشته‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديدار قبلي‌شون هم كم عجيب و غريب نبوده: يك روز توي قطار بوداپست-وين با هم برخورد مي‌كنند و يك شب رو تا سحر توي وين با هم مي‌گذرونن. بعد قرار مي‌گذارن كه دوباره هم رو ۶ ماه بعد توي وين ببينند ( كه البته نمي‌بينند). اين موضوع اپيزود اول اين فيلمه به اسم "&lt;a href="http://imdb.com/title/tt0112471/"&gt;قبل از سحر&lt;/a&gt;" (Before Sunrise, 1995) كه تازه ديدمش و از اون موقع دلم پرپر مي‌زنه كه دوباره اپيزود دوم رو هم ببينم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من اپيزود اولي رو يه جورايي بيشتر دوست داشتم شايد چون زوج داستان توش هم سن و سال ما هستند و آدم با دغدغه‌هاشون شديدا هم‌ذات‌پنداري مي‌كنه. خلاصه ديدن هردو اكيدا توصيه مي‌شن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنرپيشه زن فيلم، &lt;a href="http://imdb.com/name/nm0000365/"&gt;ژولي دلفي&lt;/a&gt;، قبلا در &lt;a href="http://imdb.com/title/tt0111507/"&gt;سفيد&lt;/a&gt; &lt;a href="http://imdb.com/name/nm0001425/"&gt;كيسلوفسكي&lt;/a&gt; بازي كرده. اين هم &lt;a href="http://movies.yahoo.com/feature/beforesunset.html"&gt;يك مصاحبه با كارگردان&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114430861065603244?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114430861065603244/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114430861065603244&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114430861065603244'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114430861065603244'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='قبل از غروب'/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25338888.post-114412084404443838</id><published>2006-04-04T13:20:00.000+10:00</published><updated>2006-04-04T13:20:44.050+10:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>test&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25338888-114412084404443838?l=movie-fans.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://movie-fans.blogspot.com/feeds/114412084404443838/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25338888&amp;postID=114412084404443838&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114412084404443838'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25338888/posts/default/114412084404443838'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://movie-fans.blogspot.com/2006/04/test.html' title=''/><author><name>PO</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
